در سال 1833 م . به نيروهاى تحت امر ماژور پاسمور « 1 » پيوسته و سمت مربيگرى در اين گروهانها را پذيرفت . بنابراين در 7 اوت سوار بر كشتى نظامى « 2 » شد ، در حالى كه نمونهاى از يك تفنگ جنگى ، درشكه و واگن تجهيزات نظامى ( طبق الگوى توپخانه سلطنتى ) را به همراه داشت .
سرانجام در 25 مارس 1834 م . به تهران رسيد .
در سال نخست مأموريتش ، به دليل ايجاد مشكل در تعيين حدود وظايف و اختياراتش توسط صدر اعظم قاجار كارايى چندانى نداشت ؛ اما پس از مرگ فتحعلى شاه و روى كار آمدن محمد شاه قاجار توانست گزارش مفصل و جزء به جزئى از وضعيت توپخانه ايران تهيه نموده و براى انتظام امور آن برنامهريزى كند .
در سال 1834 م . هنگام سفر از شيراز به بوشهر ، توسط اشرار مسلح بوده شد و او را مانند اسير نظامى به تپهها فرستاده ، قصد داشتند با شكنجه و آزارش ، مبلغ قابل توجهى از دولت انگليس اخذ نمايند ، اما به طرز شگفتانگيز و ناباورانهاى وى از دست اين راهزنان رهايى يافت .
سپس با تلاش و قبول سختىها و مشقات فراوان در اراك ، آذربايجان ، تهران به موفقيتهاى مهمى در رسته توپخانه دست يافت و از شاه قاجار نشان درجه دوم شير و خورشيد ايران را دريافت نمود .
سر هنرى اليس ، كاردار وقت بريتانيا در ايران ، وقتى يادداشتهاى اليوت دارسى تاد دربارهء گزارش سفر بارنز « 3 » بين كشورهاى بين درياى خزر و رود سند را مطالعه كرد ، از نقد محكم و مستدل و ديدگاههاى او - هرچند گاه خيلى تند بود - شگفتزده شد و به شدت تحت تأثير قرار گرفت .
سر هنرى اليس در نامهاى به لرداوكلند « 4 » از ضرورت ايجاد يك نمايندگى سياسى در « كابل » سخن گفت و اليوت دارسىتاد را بهعنوان جوانى خوشفكر ، مدبر ، بسيار باهوش كه در عين حال به مسئله تهاجم احتمالى هند از شمال غربى توجه داشته و به ديدگاهها و نظرات و دسايس دولت روس هم آگاهى كامل دارد معرفى كرد و در ضمن افزود كه من هيچ فرد ديگرى را با اين اعتمادبهنفس و توانايى براى پستى به
هامش
( 1 ) .Major Pasmore's .( 2 ) .Cavendish Bentick .( 3 ) .Sir Alexander Burnes's .( 4 ) .Lord Auchland .