اين قزاقها در لباس و هيئت با ساير قزاقها تفاوت كلى دارند و مركّب از « شيعه » و « سنى » و « ارمنى » هستند .
در آن طرف پل ، باز از آن تيرهاى سابق الذكر نشانده بودند . اين پنجم تيرى است كه در خط راه شوسه در سر خاك هر بلوكى وضع نمودهاند :
اولى : در خاك « ايروان » .
دويّمى : در نزديكى منزل « هلدز » ، در محال « درهچائى » ، ما بين « اخده » و « ينوق » .
سيّمى : در نزديكى « دليجان » .
چهارمى : در بلوك « قزاق » ، در نزديكى « آغاستفا » است .
پنجمى : در نزديكى رودخانهء مزبور .
ششمى : در نزديكى شهر « تفليس » است .
طرز نشان اين چوب چنان است كه يك سر چوبى را در كنار راه با ميخ محكم كرده و در سر ديگر زنجيرى تعبيه نمودهاند ؛ و از سر زنجير ، چيز « 1 » سنگينى آويخته ، گاهى زنجير را بالا و گاهى پايين مىآورد .
بعد از گذشتن از پل آهنى ممتدى كه در روى رود « خرام » بود ، در همهجا از وسط سبزهزار و گلزار كه از نظارهء آن چشم سير نمىشد ، تند رانده ؛
[ آلكت ]
بعد از قطع مسافت قليلى ، به منزل « آلكت » رسيديم .
از آنجا نيز عبور كرده ، چون خيال توقف نداشتيم ، با كمال سرعت قطع مسافت كرده ، مقارن غروب آفتاب از منزل « ياغلجه » گذشته ،
[ سوغانى ]
به استانسياى « سوغانى » رسيديم . اين منزل در كنار رودخانهء « كر » واقع است و در حقيقت ، اوّل آبادانى « تفليس » است .
در اين چند استانسيا [ ى ] آخرى ، يعنى از « آغاستفا » تا به « تفليس » اسب زيادتر از ساير منازل موجود بود . از 60 اسب الى 90 در منازل به تعداد آمد . گفتند در خود شهر « تفليس » با و جو [ د ] آنكه 120 رأس اسب هست ، باز اسب براى متردّدين كفايت نمىكند .
هامش
( 1 ) . در اصل : چيز