دولتى است و در هفته دو دفعه تردد مىكند ، به هر اسبى در مدّت سالى 300 « منات » داده مىشود .
باوجود اين مىگفتند در اين سال گرانى ، اين وجه كفايت مخارج را نمىكند .
« جو » و « كاه » زياد گران بود . قيمت « گندم » در اين صفحات خروارى 20 تومان بود .
« قمرلو » آبادانى معتبر و درختان با ثمر و باغات زياد دارد . از اينجا تا به ايروان 26 « ورس » است ، كه تقريبا چهار فرسخ مىشود .
همهء سر راه و اطراف ده تا هر قدر چشم كار مىكند ، درخت ميوه و صيفىكارى و سبزهزار بود . باغهاى متصل به هم در همهجاى راه كاشته بودند تا به حدود « ايروان » همين « خضرت » « 1 » و « نضرت » را داشت .
اسامى بلوكات جزء از محال « شرور » تا « ايروان » از اين قرار است :
[ 1 ] درى باسار
[ 2 ] گرلى باسار
[ 3 ] زنگى باسار
نقل كردند در يكى از باغات اين ده ، درختى است كه به غايت مستقيم القامت و راست است و بهترين اشجار آن باغ است . به اسم آن از جانب « دولت » به قدر 25 تومان وجه نقد همه ساله عايد صاحب باغ مىشود و « مدالى » يعنى « نشان طلائى » از شاخ او آويخته و او را به سرو امپراتورى ملقب كردهاند .
چون شهرت بسيار داشت ، به سراغ او رفته ، بعد از تفحص حال او گفتند در اين نزديكىها تند بادى او را از پاى درآورده ، باعث نكبت « 2 » صاحب آن درخت گشته است .
تعيين مسافت راه از « سرحد » « جلفهء ارس » تا « ايروان » به مقياس « ورس » ، كه 7 « ورس » تقريبا يك « فرسخ » ايرانى است ، 27 فرسخ مىشود .
به قرارى كه در لوح [ ه ] ها معيّن كرده و در « آستانسياهاى » عرض راه « ايروان » گذاشتهاند ، از اين قرار است :
از « سرحد » الى « النجه » 15 ورس
از « النجه » تا « نخجوان » 24 ورس و نصف
هامش
( 1 ) . سبزى .
( 2 ) . آسيب ، مصيبت ، بدى ، رنج ، ذلت ، بدبختى ، خوارى .