تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى ) — صفحة 149

مساهمون:

ص١٤٩
مخروطى دارد ، متصل به هم . قلّه [ اى ] كه به سمت خاك « ايران » است ، « آغرى كوچك » مىگويند ، كه اغلب مراتع و مزارع ايلات « ماكو » است . قلّهء ديگر كه بزرگ است ، شمالا و غربا متعلق به « روس » و جنوبا جزو خاك « عثمانى » است . معبر « شاه تختى » از اين‌جا فاصلهء كمى دارد .

روز شنبه ، چهارم شهر رمضان 96 [ 12 ه . ق . ]

امروز ، بعد از نماز صبح ، بلافاصله رو به راه گذاشته ، در همه‌جا در ميان سبزه‌زارها قطع راه كرده ، از داخل محال « شرور » « 1 » ، در همه‌جا ره سپر بوده ، تا به رودخانهء عظيمى كه « آرپاچائى » « 2 » گويند ، رسيديم . طرفين اين رودخانه ، دهات و مزارع و زمين‌هاى حاصل‌خيز است ، كه آب اين رودخانه آن اراضى را سيراب مىنمايد . اين رودخانه در ميان قريتين « خانلر » و « زيوه » جارى مىشود . منبع اين رود از كوه « آلاكوز » و از مشرق به مغرب جارى است . چون آب طغيان داشت و عبور ممكن نبود ، الجاء « 3 » از « پلى » كه در دامنهء كوهى واقع و خارج از جادهء معمولى است ، گذشته ، در « زيوه » صرف نهار نموده ، رو به منزل دويّمى كه « سدرك » « 4 » است ، گذاشتيم .

[ سدرك ]

راه در يك فرسخى « سدرك » دو شعبه مىشود : يكى از جادهء معمولى كناره شده ، به قريهء « سدرك » مىرود و ديگرى هم با جادّه تمام رفته ، به « كاروانسراى بزرگ » مىرسد . چون در « كاروانسراى » استراحت ممكن نبود ، راه را كج كرده ، به قريهء مزبوره رفتيم و شب را در نزديكى آبادى به‌سر برده ؛ اين ده آب خوبى دارد ، ولى سكنى نمودن را لايق نيست .
هامش
( 1 ) . استان شرور( S ? arur )جمهورى خودمختار نخجوان آذربايجان . ( 2 ) . آرپاچاى( Arpac ? ay )كه به رود ارس مىريزد و از مركز شهر شرور مىگذرد . ( 3 ) . الجاء يعنى سپردن كار را به خداى ، انداختن كار خود را بر خدا . ( 4 ) . سدرك, ( Sadarak )شهرى است مرزى از استان « شرور » نخجوان كه در جنوب ارمنستان و 15 كيلومترى رود ارس واقع شده است و راه‌آهن نخجوان از آن مىگذرد .