مخروطى دارد ، متصل به هم .
قلّه [ اى ] كه به سمت خاك « ايران » است ، « آغرى كوچك » مىگويند ، كه اغلب مراتع و مزارع ايلات « ماكو » است . قلّهء ديگر كه بزرگ است ، شمالا و غربا متعلق به « روس » و جنوبا جزو خاك « عثمانى » است .
معبر « شاه تختى » از اينجا فاصلهء كمى دارد .
روز شنبه ، چهارم شهر رمضان 96 [ 12 ه . ق . ]
امروز ، بعد از نماز صبح ، بلافاصله رو به راه گذاشته ، در همهجا در ميان سبزهزارها قطع راه كرده ، از داخل محال « شرور » « 1 » ، در همهجا ره سپر بوده ، تا به رودخانهء عظيمى كه « آرپاچائى » « 2 » گويند ، رسيديم .
طرفين اين رودخانه ، دهات و مزارع و زمينهاى حاصلخيز است ، كه آب اين رودخانه آن اراضى را سيراب مىنمايد . اين رودخانه در ميان قريتين « خانلر » و « زيوه » جارى مىشود .
منبع اين رود از كوه « آلاكوز » و از مشرق به مغرب جارى است . چون آب طغيان داشت و عبور ممكن نبود ، الجاء « 3 » از « پلى » كه در دامنهء كوهى واقع و خارج از جادهء معمولى است ، گذشته ، در « زيوه » صرف نهار نموده ، رو به منزل دويّمى كه « سدرك » « 4 » است ، گذاشتيم .
[ سدرك ]
راه در يك فرسخى « سدرك » دو شعبه مىشود : يكى از جادهء معمولى كناره شده ، به قريهء « سدرك » مىرود و ديگرى هم با جادّه تمام رفته ، به « كاروانسراى بزرگ » مىرسد .
چون در « كاروانسراى » استراحت ممكن نبود ، راه را كج كرده ، به قريهء مزبوره رفتيم و شب را در نزديكى آبادى بهسر برده ؛ اين ده آب خوبى دارد ، ولى سكنى نمودن را لايق نيست .
هامش
( 1 ) . استان شرور( S ? arur )جمهورى خودمختار نخجوان آذربايجان .
( 2 ) . آرپاچاى( Arpac ? ay )كه به رود ارس مىريزد و از مركز شهر شرور مىگذرد .
( 3 ) . الجاء يعنى سپردن كار را به خداى ، انداختن كار خود را بر خدا .
( 4 ) . سدرك, ( Sadarak )شهرى است مرزى از استان « شرور » نخجوان كه در جنوب ارمنستان و 15 كيلومترى رود ارس واقع شده است و راهآهن نخجوان از آن مىگذرد .