محال « شرور » محالى است مشتمل به 60 پارچه ده معتبر ، كه در اين ايّام ، از حكومت « نخجوان » موضوع « 1 » شده ، حاكم عليحده « 2 » دارد ، و ساكنين اين دهات ، مركب از « ارمنى » و « مسلمانان » است .
روز يكشنبه ، پنجم شهر رمضان 96 [ 12 ه . ق . ]
امروز صبح خيلى زود از منزل « سدرك » سوار شده ، رهسپر شديم . از اينجا تا « دولّلو » ، در همهجا دامنهء كوه در دست راست راه وسعت پيدا مىنمود ، بهطورى كه راه از كوه به قدر دو فرسنگ بعد داشت ؛ و دست چپ راه يك سر جلگهء هموار است ، تا منتهى مىشود به « آغرىداغ » و ساير جبال سرحدّات .
[ دولّلو ]
بعد از طى 18 « ورس » « 3 » راه به قريه « دولّلو » رسيده ، قرار گرفتيم . قريهء « دولّلو » « 4 » دهى است معتبر ، كه از قديم مسكن ايل جليل « دولّلوى قاجاريه » بوده است .
به جهت مسطح بودن راهها ، رسم است كه در اين دهات ، « رعايا » الاغ را به كار نمىبرند و احمال و اثقال خود را در روى عرّادهء دوتكرى گذاشته ، با گاو و گاوميش و امثال آن حملونقل مىنمايند . تنها يك گاو و گاوميش ، كار 10 الاغ ، بلكه زياده را از پيش مىبرد .
وضع خان [ ه ] هاى اين دهاتىها ، اكثر از « چوب » و « سنگ » است ، كه بهطور بسيار مرغوب و قشنگ درست كردهاند . اهالى اين قريه جمعى « مسلم » و برخى « ارمنى » است .
كسانى كه اهل خدمت هستند ، زبان « روسى » را مىدانند . مابقى به زبان « تركى » متكلّماند .
به جهت حفظ و حراست « طرق » و امنيت « متردّدين » و « عابرين » در هردو فرسخى « قراول خانهء » خوب و نظيف درست كردهاند كه در آنجا 10 نفر سواره و يك نفر « نايب قزّاق » مأمور هستند كه شب و روز آنى غفلت ندارند .
هامش
( 1 ) . جدا كردن ، استثناء كردن ، انتزاع و تفكيك شدن .
( 2 ) . جداگانه .
( 3 ) . واحد اندازهگيرى روسى ، معادل 3500 فوت ( گام ) .
( 4 ) . نام يكى از قبايل هشتگانه قاجار . ( سفرنامه مازندران و استرآباد ، لويى رابينو ، 108 )