امروز در ساعت اوّل روز حركت كرده ، باقىماندگان مشايعين وداع نموده ، برگشتند . غيراز اولاد جناب « آقا » و عده [ اى ] از خصيصين ، « 1 » ديگر كسى نماند .
چون قريه « ديزج » از راه معمولى شهر تا به « صوفيان » در كنار افتاده است ، بعد از سوار شدن ، به فاصلهء 3 ساعت از ميان دهات گذشته ، در محاذى قريه « خواجه مرجان » « 2 » به جادهء معمولى ملحق شده ؛
[ صوفيان ]
حوالى ظهر به « صوفيان » رسيده ، « حاجى محمد صادق خان » ، كه يكى از همراهان و به جهت تمشيت « 3 » كارهاى خود در شهر مانده بود ، امروز در آنجا رسيد .
« صوفيان » در 6 فرسخى شهر و منزلگاه اول و مفرق « 4 » طرق است ، به سمت سرحد دولتين بهيتين « 5 » « روس » و « عثمانى » ، و در سر راه مترددين اهالى داخله واقع است .
اين قريه از موقوفات « ميرزا موسى خان » است ، كه هر سال منافع اين موقوفات در آستانهء مقدسهء جناب امام رضا - على ساكنها آلاف التحية و الثناء - مصرف مىشود .
در سمت شرقى قريهء مزبور ، مقبرهاى است متصل به راه . مزار يكى از امامزاد [ ه ] ها در آنجا است . بين الناس چنين مشهور است [ كه ] اين امامزاده با امامزاده [ اى ] كه در قريهء « سفيد كمر » « 6 » واقع است ، دو برادرند . و تا به حال نسب و حسب اين دو امامزاده عالى مقدار درست محقق نشده است .
هامش
( 1 ) . جمع خصيص ، بهمعناى مخصوص ، بسيار خاص .
( 2 ) . خواجه مرجان, ( Xajeh marjan )دهى است از توابع بخش صوفيان شهرستان شبستر در 12 كيلومترى جنوب شرقى صوفيان كه آب و هواى اين روستاى كوهستانى بسيار سرد و ارتفاع نسبى آن 1450 متر است .
( 3 ) . تمشيت, ( tams ? iyat )مأخوذ از « مشى » به معنى روان كردن به راه انداختن ، سر و سامان دادن ، راندن .
( 4 ) . مفرق, ( mafraq )آنجا كه راه منشعب شود و راهى ديگر از آن جدا گردد .
( 5 ) . جمع بهيه ، بهمعناى روشن و تابان . لقبى كه در وزارت خارجه عصر قاجار به دولتهاى خارجى خاصه روس و انگليس مىدادند .
( 6 ) . سفيد كمر, ( sefid kamar )روستايى از توابع بخش صوفيان شهرستان شبستر در 6 كيلومترى غرب صوفيان كه كوهستانى بوده و 1430 متر ارتفاع دارد .