صف بسته سپاه مژه و من تن تنها »
( ص 120 )
گفت آسان گير بر خود كارها كز روى طبع * سخت مىگيرد جهان بر مردمان سختكوش
( ص 9 )
« لزين الدين احمد نور فضل * تضاء به القلوب المدلهمه
يريد الحاسدون ليطفئوه * و يأبى اللّه الا ان يتمه »
( ص 230 )
« ما ز بيت خداى مىآئيم * از علائق جداى مىآئيم »
( ص 267 )
« مجو ز مىزدگان در جهان نهفتن راز * كه سكر پرده درستى است و مىبود غماز
نخست كار مى آن شد كه دل بشوراند * چو دل بشوريد آنجا كجا بماند راز
مرا عقيده چنان شد كه درگه مستى * همى به درد محمود پرد [ ه ] هاى اياز
بدان سبب كه بود در نماز راز نهان * بهگاه سكر خدا نهى كردمان ز نماز
خرد چو هست به سر راز ماند اندر دل * چو آن پريد ز سر اين ز دل كند پرواز »
( ص 96 )
« و من فى كفه منهم قنات * كمن فى كفه منهم خضاب »
( ص 120 )
« هر آن قوم كه دين گرفتند خرد * ز ارباب دانش نشايد شمرد »
( ص 118 )
« هر كه عاشق گشت اندر بند شد * بند بر او خود نبات و قند شد
عاشق و آزادى اين خود كى رواست * بنديان را نام آزادى چراست »
( ص 67 )
« هست عزيز جهان آنكه سبكبار شد * هركه سبكبار نيست در همه جا خوار شد »
( ص 261 )
كتابها
اسكندرنامهء نظامى : 75 .
بحر الانساب : 23 ، 268 .
تاريخ بيهقى : 96 .
تحفة الملكيه : 101 .
جامع الحكايات : 145 .
جاودان خرد : 125 .
جواهر الكلام ( تأليف شيخ محمد حسن ، از علماى تشيع ) : 72 .
روضة الاحباب : 22 .
سفرنامهء معتمد الدوله : 77 .
سفرنامهء ناصر خسرو : 176 .
عالمآرا : 272 .
قرآن مجيد : 92 ، 182 ، 189 ، 191 .