محل زراعت ديم [ است ] . دور و نزديك راه بعضى دهات و آباديها هست . يك مرتبه از رودخانهء حماه بايد عبور كرد . پل سنگى خوبى دارد .
مقام على ( ع )
وسط راه دهى است ، در خارج ده مسجد و مناره [ اى است ] موسوم به مقام على . مىگويند حضرت امير عليه السّلام در اين محل منزل فرمودهاند .
خود شنجان ده بزرگ بىآبى است . همهء محصولاتش ديم [ و ] آب خوراكشان از چاه نزديك ده [ است ] . از قديم بركهء بزرگى ساخته شده است .
حال باير است . آبانبارهاى مخروبه در راه زياد است . كاروانسراى سنگى خوبى دارد كه قدرى خرابى دارد . مسجد و حمامى در اين ده هست .
معرا
از خان شنجان الى معّرا « 4 » هفت ساعت ، همهء راه كوهستان [ است ] ، ولى سخت نيست . طرفين راه [ 109 ب ] محل زراعت ديم [ است ] . دهاقين دور از راه ساكناند . سه محل علامت آبادى در راه هست . آب هيچ ندارد . بعضى آبانبارهاى مخروبه هست . خود معّرا ده بزرگ آبادى است . باغات ديمى زيادى دارد . كاروانسراى سنگى عالى [ و ] مسجد و حمامى از بناهاى سلاطين قديم عثمانى باقى است . در مسجدش منارهء سنگى مربع خيلى مرتفعى ساخته شده است . زراعت ديم بسيارى دارند . آب خوراكشان از چاه [ است ] . سكنهء آن مسلم و قدرى نصارا [ يند ] .
سرمين
از معّرا الى سرمين « 5 » هفت ساعت [ و ] سه كوهستان [ است ] ولى سهل . آب
هامش
( 4 ) . « شش فرسنگ ديگر شديم ، معرة النعمان بود . بارهاى سنگين داشت » . ( همان كتاب ، ص 17 ) .
( 5 ) . « و ديگر روز چون شش فرسنگ شديم به شهر سرمين رسيديم . بارو نداشت » . ( همان كتاب ، ص 17 ) .