مىرسد . به فاصلهء يك ساعت ديگر ، سمت چپ راه قدرى دور [ 107 آ ] ، ده بزرگ آبادى بر سر تلّى واقع است . بعد از آن ، همهء راه سنگلاخ و بلند و پست ، نيمهء راه چشمهء آب مختصرى است . دو ساعت به حسا مانده ، راه هموار مىشود .
خود حسا ، آبادى مختصرى است ، سردسير و ديمكار . مردمش مسلم [ اند ] .
حمص
از حسا الى حمص « 1 » سه ساعت ، سمت چپ دور از راه كوهستان ، خود راه و طرف راست بيابان پست و بلند [ است ] با سنگ . سه محل علامت آباديها از قديم هست ، همه خراب . پنج بركه و آبانبارها ساختهاند كه از آب باران پر مىشود . بعضى آباد [ و ] پاره [ اى ] خراب است .
جمعيت حمص
خود حمص از شهرهاى قديم است . حال قصبهاى است مختصر . سكنهء آن مسلم و نصارا ، آبادى كوهستانش همه نصارا هستند . يهود كمى دارد .
آثار قديم
نزديك آبادى تلى است خيلى مرتفع . [ در ] قديم خاك اين تل را دستى ريخته ، و بر روى او قلعه و عمارتى عجيب از سنگ سياه تراشيده ساختهاند كه حال خراب است . بعضى بناهاى عالى سنگ مخروبه از قديم در خارج و داخل اين آبادى هست كه بىتماشا نيست . از جملهء آنها سر در دروازه [ 107 ب ] [ و ] منارهء مربع مرتفعى است از سنگ تراشيده . چهار پنج مسجد دارد همه از سنگ .
يكى از آن مساجد بزرگ است . حجّاريهاى خوب دارد . ستونهاى سنگى بزرگ خوب به كار بردهاند . بعضى ستونهاى سنگ [ ى ] بسيار خوب بزرگ در خارج و داخل اين مسجد بر روى خاك افتاده است . پاره [ اى ] ستونها و سرستونهاى منبّت بسيار ممتاز در اين آبادى و اطرافش ديده شد كه از عمارات قديم است .
هامش
( 1 ) . شهر حمصHemsدر مغرب سوريه واقع است . ( ن . ك . افزودهها ) .