خوشى زينت يافت و به طرز مطبوعى اصلاح خرابىها گرديد . » « 1 »
علاوه بر اين نويسنده جنة النعيم دربارهء اين امامزاده مىگويد :
« به طريق تحقيق اين امامزاده زيد كه در جامعه تهران است زيد بن حسن بن على نيست ، و وى يا در حاجز يا در بقيع مدفون است . و زيد بن على بن الحسين هم نيست . وى به تاريخ مسطور در كوفه شهيد شد ، و يقينا استخوان او را به رى نياوردند و بدن شريفش را نقل نكردند و زيد بن موسى بن جعفر هم نيست . و وى در « سر من راى » سامره رحلت كرد و مدفون شد و ايضا زيد بن حسن بن موسى ثانى كه از فرزندان موسى الجون پسر عبد الله محض كه آل او را زيود خوانند نيز نيست . از آنكه مدفون وى جز رى مىباشد .
وى سپس از مجموع تحقيقات خويش به استناد به كتاب منتقله الطالبية چنين نتيجه گرفته است :
« زيد نامى از امامزادگان كه حسنى است ، به چند فاصله و واسطه به حضرت امام حسن مجتبى ( ع ) مىرسد . در رى آمده است ، وفات نموده است و جز اين بزرگوار در رى و اطراف آن مزارى كه به دين اسلام معروف باشد نيست و به واسطهء فاصله كثيره كه بين اين امامزاده مكرم است با حضرت امام حسن ( ع ) معلوم مىشود بعد از حضرت عبد العظيم به رى آمده است . » « 2 »
عبد اللّه مستوفى مىنويسد :
« يكى از كارهاى رايج ، گردش در بازارها بود . مردم ، به خصوص اعيان بعد از نماز ظهر و عصر و شنيدن موعظه ، براى گذراندن وقت به بازار مىرفتند و خريدهايى هم مىكردند و به بعضى دكانهاى خرازى و بزازى به خصوص دكان حاجى ابو الفتح بلور فروش حكما سرى مىزدند . در دورههاى سابق بر اين دوره ، تجار حجرههاى صحن امامزاده زيد را در ماه رمضان موقتا اجاره كرده ، هر يك شعبهاى از دكان خود را به آنجا برده نمايشگاهى ترتيب مىداند و اين بهترين تدبير براى فروش امتعه بود . برفرض كه چيزى نمىخواستند بخرند ، در صحن امامزاده گردش مىكردند و وقت مىگذراندند و انگارهء كار را طورى مىگرفتند كه وقتى به خانه برسند ، وقت افطار و سر سفره گسترده بروند . البته گردشى هم در مسجد شاه مىكردند . » « 3 »
هامش
( 1 ) . جنة النعيم ، محمد باقر بن مولى محمد اسماعيل بن عبد العظيم بن محمد باقر مازندرانى طهرانى ، ص 98 ، به نقل از تهران در گذشته و حال ، ص 152 .
( 2 ) . جنة النعيم ، ص 98 ، نقل از تهران در گذشته و حال ، ص 153 - 154 .
( 3 ) . شرح زندگانى من ، عبد اللّه مستوفى ، ج 1 ، ص 331 .