دربارى ، بانضمام معرفى متون رسمى تاريخ چين در خصوص ايران مندرج است . همه مطالب مرتبط به دورهء اشكانى و ساسانى است . مؤلف كتاب را به زبان انگليسى هم نشر كرده .
كتاب ديگرى كه پس از چاپ اول خطاىنامه منتشر شده « تاريخ روابط ايران و چين » تأليف دكتر علاء الدين آذرى است ( تهران ، 1367 ) . براى آگاهى از نوشتههاى عمدهء ديگرى كه دربارهء روابط ايران و چين هست به كتابشناسى پايان كتاب مراجعه شود .
شرح
( 5 ) - بهترين تأليف در اين باب كتابى است ازJ . C . Coyajeeبه زبان انگليسى با اين مشخصات :Cults and legends of ancient Iran and China ( Bombay 1936 ). ترجمهء فارسى آن بهعنوان « آيينها و افسانههاى ايران و چين باستان » توسط جليل دوستخواه نشر شده است ( تهران ، 1353 ) .
( 6 ) - به مقالهء « چين در شعر فارسى » نوشتهء ايرج افشار مراجعه شود . مجلهء جهان نو ، 3 ( 1327 ) 603 - 602 .
( 7 ) - شايد محكمترين و قديمىترين نوع رابطه ، ميان ايران و چين سفرهاى دريائى بود كه ايرانيان براى تجارت و حمل امتعه از طريق درياى هند خود را به سواحل چين مىرسانيدهاند و حتى در شهرهاى آن ساكن مىشدهاند . تا آنجا كه ابن بطوطه نوشته است كه در مجلس مهمانى ، مطربان شعر فارسى را به آواز مىخواندهاند و آن شعرى كه نقل كرده بيتى از طيبات سعدى است ( ص 676 و حاشيهء ص 677 سفرنامهء ابن بطوطه ، ترجمهء محمد على موحد ) . اين نكته بيشتر مؤيد آن است كه جماعتى ايرانى در آنجا مقيم بودهاند . در مورد روابط دريايى ميان ايران و چين مخصوصا به كتابهاى دريانوردى ايرانيان از هادى حسن هندى و تيت انگليسى مراجعه شود .
لفظ « جنگ » ( به ضم جيم ) بمعنى سفينه ( كشتى بادبانى ) يادآور همين سفرهاى دريائى است و ايرانيان اين كلمه را از زبان چينى فراگرفتهاند و بر نوعى از نسخهء خطى كه مجموعهء شعرهاى پراكنده و نوشتههاى منثور خواندنى و مطالب پراكندهء يادداشت كردنى بوده است اطلاق كردهاند ( بمانند سفينه ) . هنوز هم « جنگ » در زبان چينى به همان نوع زورق بادبانى اطلاق مىشود كه هزار سال پيش مىشده است و در