شرح
( 20 ) - از روى نسخ ديگر ثبت شد ، زبده : خواجه تاج الدين .
( 21 ) - فقط آ : تاشكنت ، بقول صاحب زبده در اوايل ربيع الاول و به تاشكند رسيدند و دوازدهم همان ماه به سيرم و در غرهء ربيع الاخر به آش پره .
( 22 ) - هشت ميل به شرقى چمكنت واقع و پيش از حملههاى مغول به اسبيجاب موسوم بود .
( 23 ) - ك با : اش بره ، اك ق : اشبره ، بب : اشن بره .
( 24 ) - بقول « يول » به معنى بلاد مغول است .
( 25 ) - زبده ( 384 ب ) مرغزارها خوش بود در فصل بهار ، هرروز كوچ مىكردند . ناگاه خبر رسيد .
( 26 ) - فقط آ : برآمده . در زبده مىگويد كه اويس خان شير محمد اغلان را طلب داشته بود تا قتل كند و قل محمد و بعضى از امراء مغول بدان جهت از اويس خان ياغى شدند و ايل بهم برآمد ، اين اويس خان از تغلق تيموريهاست ، ر ك به زمباور ص 272 .
( 27 ) - زبده : و امرا به اويس خان [ اطاعت ] كردند .
( 28 ) - آباق ا ك : خدايداد ، زبده : خدا داد .
( 29 ) - زبده : امير معتبر .
( 30 ) - زبده : + ايلچيان ايمن شده به راه خود رفتند .
( 31 ) - بب ، ق : جناب ، با ، ا ك : مثل متن .
( 32 ) - زبده : ايل محمد بيگ .
( 33 ) - زبده : در بيست و يكم جمادى الاول از آنجا .
( 34 ) - ق -
( 35 ) - آ . . . كيكر ، باقى نسخ مثل متن ، زبده : كنكه . بقول كاترمر غالبا اين همان آبى است كه آن را رودكون گز گويند و آن رود معادل رود ايلهIliاست ( ر ك به خريطهء كتاب تركستان ) .
( 36 ) - رك به زيادات و حواشى آخر همين كتاب . ( يعنى مطلع سعدين )
( 37 ) - زبده : ششم بجاى هشتم .
( 38 ) - فقط آ : يولدوز ، زبده ، ( 385 ) گفته است : در مرغزار و جلكاء يلدوز در آمدند و آنجا گذشته به ايل شير بهرام رسيدند و پسر شير بهرام آنجا بود ، رك به يزدى ، ا : 484 .
( 39 ) - بابب ق ا ك ، زبده : الاخر .
( 40 ) - زبده : واجبات [ داجيان ] و ايلچيان متوهم شده گفتند ما را سعى مىبايد كه خود را زودتر به سر حد ختاى برسانيم و دراور [ درها و ] كههاى سخت بود و اكثر اوقات باران و ژاله مىباريد .