آراسته و در آهن و پولاد مستغرق شده و به ميدان ورزشگاه حاضر شوند و دو صف بركشند و از هردو جانب نعرهها بزنند و بر همديگر حمله كنند و بىمحابا هردو صف برهم بزنند . وراى كشتن هرچه توانند بكنند و به گرز و كوپال و نيزه حرب كنند . [ بزنند و بيندازند و اسير كنند ] و از زخم زدن و شكستن هيچ باك ندارند و حال آنكه بغايت چست و چابك و سلحشورند « 1 » كه رد و بدل مىكنند .
و اگرنه بازى خطائيان بغايت سخت است و به مرتبهاى كه [ ما ] سواى كشتن زخم و ضرب را بازى گويند ، قبول مىكنند و جرم نمىكنند ، از براى آنكه هفتاد قبيلهء ايشان سپاهيگرى را در ميدانگاه هرروز ورزش كردهاند ، بىمحابا زدن و خوردن و انداختن و شكستن و بستن و اسير كردن « 2 » ، و بر دوام برين طريق هرروز ورزش كردن ايشان در تمام دنيا كس نشان ندهد ما سواى ملك چين [ يعنى خطاى ] .
و ضبط خطائيان « 3 » در لشكركشى به مرتبهاى است [ كه ] اگر بفرمائيد در يك ساعت نجومى پنجاه هزار كس سوار شده به همهء سلاح [ حرب ] آراسته حاضر ايستاده باشند از براى آنكه پيشهء ايشان شده هرروز كه سحر برخيزند و به ورزشگاه حاضر شوند به همه سلاح آراسته و دو صف بركشيده و برهم زده چنان كه مذكور شد ، و « 4 » چون از ورزشگاه « 5 » بازگردند در سلاح خانهها سلاح بيندازند و اسبان را در طويلهها « 6 » ببندند « 7 » و در خدمت امراى خود حاضر شده صف صف درخور مراتب خود بايستند و امرا ايشان را خدمت نفرمايند ، الا خدمت اسبان خود مىكنند .
هامش
( 1 ) - سها : سلاح شورند
( 2 ) - سها : در ميدانگاه بىدهشت به ضرب زدن و زخم خوردن و انداختن ورزش كردهاند .
( 3 ) - سها : ايشان
( 4 ) - سها : از « پيشهء ايشان » تا اينجا را ندارد
( 5 ) - سها : ميدان
( 6 ) - ق : طبيلهها
( 7 ) - سها : ازينجا تا سطر 9 صفحهء بعد با نسخهء ق تفاوت دارد ، لذا نقل مىشود .
« و پياده به درميران خود به خدمت حاضر شوند و شب و روز را به خدمت چه نوع تعيين كردهاند ساعتى از آن نتوانند تجاوز كردن و اينچنين و ازين ضبط و ازين ضابطه در لشكر كسى در ما سواى خطاى معلوم نيست . و نگاه داشت قانون و قواعد خطاى در ما سواى خطاى نيست و اگر خلق اسلام بلاتشبيه شريعت را چنان بگيرند به عنايت حق بى شك همه ولى شوند . »