باب چهارم در بيان لشكرها كه در آن شهرها گذاشتهاند
مكمل به همه اسباب حرب مثل طوپ و تفنگ « 1 » و غيره ، مسلح و غرق آهن ، و علوفهء هريكى « 2 » ماهى يك تغار « 3 » برنج سفيد كرده « 4 » و يك تغار « 3 » گندم و بيست درهم « 5 » نقره مرسوم بدهند ، و اسبان را در روى بازار و محله در نظر مردم نمايان ، چندين هزار اسب را در طويلهء [ لشكريان ] كشيده « 6 » ، سالى دوازده ماه و هرروز دوبار كاه و جو از پادشاهى بدهند ، و اگر يكى را اسب تلف شود صد چوب بزنند و از پادشاهى اسب بدهند .
فصل در « 7 » بيان ورزش ايشان در سپاهيگرى و چندين هزار لشكر كه در تمام ملك خطاى است ما سواى خانبالغ
هر سحر « 8 » به جملگى [ امرا و لشكرى ] سوار شوند به تمام سلاح حرب
هامش
( 1 ) - سها : تفك
( 2 ) - سها : يك
( 3 ) - سها : مت ( - مد )
( 4 ) - شايد : گرده
( 5 ) - سها : درم
( 6 ) - سها : بستهاند
( 7 ) - سها : و
( 8 ) - سها : همه