باب دوم در بيان دينهاى مختلف ايشان
و آنچيز كه اعتقاد خاقان چين است آن است كه خدا را بيگانهگى « 1 » بداند « 2 » و خود را در دين شكمونى مىدارد . « 3 » منقول است كه او پيغمبر بوده است و حضرت محمد را عليه السلام به نام شينچين بخوانند يعنى بهترين آدميان .
فصل « 4 » [ و در درون سراى خاقان صورت سرور عالميان را . . . ]
و در درون سراى خاقان صورت سرور عالميان را ساختهاند به انواع جواهر مرصع ، و آن صورت بر تخت زرين نشسته و لوح سيمين بر كنار آن صورت نهاده « 5 » و اندر آن لوح چندين هزار نقطهء سياه نمايان ، و آن صورت نظر بر آن لوح دارد .
اگر شخصى در آنجا درآيد آن صورت « 6 » دست به مثابه « 7 » دعا بردارد . آن ، نقطهها كه بر روى آن لوح است محو گردد و باز چون دست فروگذارد چندين نقطهء بىعدد باز در ظهور آيد .
و حال آن صورت تمثيل است برآنكه چون سيد انبيا دست به دعا برآوردى
هامش
( 1 ) - كذا ( - به يگانگى )
( 2 و 3 ) - ق : بدانند ، مىدارند
( 4 ) - س : ندارد
( 5 ) - سها : از « و لوح سيمين » ندارد
( 6 ) - ق : لوح
( 7 ) - هر سه نسخه : مشابه