كه يك خاتمه و زمان پنج هست * ازين پنج حجاج را گنج هست
كه از كربلا باز تا كربلا * نوشتيم ما حال را برملا
ز نظم و ز نثر و ز وعد و وعيد * ز خوب و خراب و ز بيم و اميد
همه را در اين مندرج ساختم * عجب رنگ را من در اين باختم
هر آن كس كه خواند كند آفرين * كند ياد ما را براى همين
محمّد بكن ختم از نام ربّ * بكن ابتدا هم ز نام و نسب
در بيان نسب
اما بعد ، چنين اظهار مىسازد خاكسار تراب اقدام المؤمنين ، حافظ محمد عبد الحسين كربلايى هندى كرناتكى بن نواب افتخار الملك صمصام الدوله خير الدّين خان بهادر صمصام جنگ عرف نواب عبد الهادى خان [ بن ] مرحوم مغفور مبرور نواب و الا جاه امير الهند عمدة الملك محمد على خان بهادر ظفر جنگ صوبهدار ملك كرناتك ملك پايان كهاتهه معروف و مشهور به آركات ، از ممالك وسيع هندوستانام .
از آنجا كه افضال الهى شامل حال اين ذرّهء بىمقدار بود ، با عليا جناب حضرت والدهء ماجده ( نواب سلطان النساء بيگم صاحبه عرف به بدى بيگم صاحبه قبله بنت بزرگ نواب و الا جاه . . . و از بطن نواب بيگم صاحبه . نسب مرحومهء حقير از طرف والده به مرحوم سيد على خان صاحب شرح كامله « 8 » مىرسد . نواب بيگم صاحبه نيز از نسل سيد على خاناند . ) - دام ظلّها - و مع عيال و اطفال و اسباب و اثقال از راه دريا بر غراب فرنگى سوار شده ، عازم زيارت عتبات عاليات عرش درجات گرديده و به حمد اللّه و المنّة به مطلب رسيده ، به شرف مجاورت كربلاى معلّى سرافراز مىباشم . از خروج تا ورود ، روزنامچهء على حدهء مفصلّى از گزارش راه به قلم آورده ، و حال چون حاجيان بيت اللّه الحرام از سادات و مؤمنين عرب و عجم ، جمعى كثير كه قرب چهار پنج هزار كس بودند و حاجّ عراقى از راه جبل شمّر راهى بودند اين اضعف عباد اللّه نيز به اتفاق ايشان
هامش
( 8 ) . مقصود سيد على خان صاحب نويسنده رياض السالكين شرح صحيفه سجاديه است .