تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرة الطريق في مصائب حجاج بيت الله العتيق ( فارسى ) — صفحة 35

مساهمون:

ص٣٥
علىّ ولىّ ، شاه دُلدُل سوار * بود جانشين رسول كبار چه تعريف او من نمايم رقم * هر آنچه نوشتم باز هست كم

در نعت ديگر

بود فاطمه بنت شاه زمان * محمّد رسول خداى جهان كه در شأن او من چه گويم و بس * كه همچو زن نيست در خلق كس خدا برگزيدش ، رسول خدا * بود موذىاش . . . بىحيا بود موذيش در جهنّم مدام * نهايت شد او را جهنّم مقام

در نعت ائمه

وز آن پس كنم مدح احدى عشر * بود مصطفى را همه آن جگر همه چون محمّد ، همه چون على * بود غيرشان كاذب و مفترى كه كردند ده تا ازين ارتحال * يكى هست بر جا از ايشان به حال كه مهدى هادى بود نام او * همه مىخورند آب از جام او بود قايم اهل بيت رسول * جگرگوشهء مرتضى و بتول كه حالاست در غيب آن شاه دين * به وقت ظهور او برآيد يقين خدايا مرا در ظهورش بدار * به حق محمد ، به هشت و چهار

در سبب تأليف

كه من خواستم يك كتابى به نثر * گذشت آن‌چه امسال بر حاجّ عصر كه هر روز آنچه گذشته تمام * از اوّل گرفتيم تا اختتام نوشتيم و كرديم آن را كتاب * همه خون‌جگر كرده‌ام انتخاب مُسمّى نمودم به « تذكر طريق » * شروع مصائب ز حاج و طريق نوشتم همه جمع كردم تمام * كه بسيار لذّات بردم تمام بيا ساقيا ، زود نزدم بيا * بده جام پركرده يك دم مرا شروع مىكنم من از اين‌جا كتاب * به نام خدا ، شاه يوم الحساب به نام ده و چار جامم بده * كه دادم به تو كام ، كامم بده
تذكرة الطريق في مصائب حجاج بيت الله العتيق ( فارسى ) — صفحة 35 | محمد عبد الحسين كربلايي كرناتكى هندى