تازه در روم مىشود ، مىفرستد . در اول سال شمع بزرگ روشن و كافور و روغن زيتون در روم هر سال همراه قائد شام مىفرستد . سلطان روم . . . . . » « 104 » . پنج دوگانه كردم . جاى تولد مبارك حضرت امير المؤمنين - صلوات اللّه عليه - ديدم ؛ لكن عجب فضيحت بود از ازدحام خلق . و يك طواف هم كردم . « خلعت آخرت خود را يعنى كفن را داخلى كعبهء معظمه كنانيدم » .
- بفضله - بيست و ششم ذى قعده روز مبارك جمعه : صبحى به حرم مشرّف شده ، طواف و نماز و زيارت عاشوره و غيره و قرآن شريف خواندم . بعده نزد آقا رجب على لنبونى رفتم . بعده به خانه آمدم . وقت عصر به حرم رفته تا مغرب و عشا در حرم بوده ، نماز و طواف كرده ، به خانه آمدم . حملهء حيدرى از اوّل - بفضله - شروع كردم .
- بفضله - بيست و هفتم ذى قعده روز شنبه : صبحى به حرم مشرّف شده ، نماز و زيارت عاشوره و طواف و قرآن شريف و صحيفهء كامله خوانده ، به خانه آمدم .
ميرزا اسماعيل احمد خان و آخوند محمد لواسانى آمده ، قدرى نشسته ، رفتند .
سيد عبد الرّحيم كوچك و سيد عبد اللّه مكى آمده بودند . وقت عصر به حرم محترم رفتم . بعد از نماز ظهر و عصر باران بسيار باريد كه در تمام حرم آب شد .
از ناودان رحمت - يعنى برناله - آب خوردم . بعد يك ساعت ، باران ساكن شد .
باز به مغرب به حرم رفته ، نماز و طواف كرده ، به خانه آمدم .
- بفضله - بيست و هشتم ذى قعده روز يكشنبه : صبحى به حرم رفته ، نماز طرف مدينهء منوّره در مقام حنبلى خوانده ، قرآن و صحيفه كامله و زيارت عاشوره خوانده ، دو طواف كرده ، به خانه آمدم . عصر و مغرب هم به حرم رفته ، نماز و طواف كرده - بفضله - به خانه آمدم . شيخ خلف صاحب ، شب براى ديدن آمده بودند .
- بفضله - بيست و نهم ذى قعده روز دوشنبه : روز اول خلقت كعبه شريفه است . اوّل رحمتى است كه از آسمان حق - سبحانه و تعالى - بر زمين نازل كرد .
روز خوشى است ، ( الحمد للّه ربّ العالمين ) ما در كعبة اللّه كريم هستيم ، شكرا للّه .
هامش
( 104 ) . سه كلمه ناخوانا . داخل گيومه در حاشيه نوشته شده است .