خانه آمدم . در مكّه بسيار گرم است ، ميزان مثل اسد است .
- بفضله - بيست و چارم ذى قعده روز چارشنبه : « در مكهء معظمه انار كه از طائف مىآرند ، تعريفش خارج از تحرير است : در بزرگى به قدر دو انار پخته است و بىدانه و رنگش مثل رنگ ياقوت و به اين خوبىها بسيار ارزان ؛ و انگور و به و سيب و غيره هم بود امروز » صبحى به حرم مشرّف شده ، نماز و طواف كرده ، به خانهء ميرزا اسماعيل ناظر رفتم . همان طريق هميشه عصر و مغرب هم به حرم شريف مشرّف شده ، نماز و طواف كرده ، به خانه آمدم . تنگى خرج بسيار است . خدا كريم و رزّاق مطلق است ،
إِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتِينُ .
- بفضله - بيست و پنجم ذى قعده روز پنجشنبه : روز دحو الارض يعنى پهن شدن زمين است در زير كعبهء معظمه ؛ و امروز احرام مىبندند « احرام كعبه ، يعنى پردهء سياه كعبه را يك قدم از زمين برداشته مىبندند ، چرا كه كثرت خلق بسيار مىشود ، از براى حج ، پرده را پاره خواهند كرد . چرا [ كه ] همهء مردم پرده را گرفته ، دعا مىكنند . » صبحى به حرم مشرّف شده ، نماز و چار طواف كعبه كرده و قرآن شريف خوانده ، به خانه آمدم . پاى چپ من از سبب درد آماس كرده ، نماز ظهر و عصر و مغرب و عشا در حرم كرده ، هشت تا طواف كردم . بعد نصف شب پنجاه ريال فرانسه ( يعنى دالر ) داده به مسيّبى كليددار حرم محترم ( شيبى نام كليددار كعبه است كه از وقت حضرت رسول - صلى اللّه عليه و آله - هر كه كليددار مىشود نامش شيبى است و اولاد همان شيبى هستند كه در عهد حضرت پيغمبر ما رو به پايين كليددار دارند . فرزند مىشود پدر ، و مىميرد و اسم او شيبى مىگذارند . نردبان كه جدّم نواب والاجاه مرحوم مغفور از نقره ساخته فرستاده بودند ، حالا هم همان نردبان است ليكن همهء نقره را مردم كنده بردند ، فقط چوب باقى است و بر بالاى آن همچنين نوشته است : خادم بيت اللّه محمد والاجاه سنهء 1201 هجرى مقدسه ) داده ، داخلى معه بيگم صاحبه قبله و غيره كرده ، مشرّف شدم . « اندرون خانهء كعبه پردهء سرخ است دوردور ، و بيرون خانهء كعبه پردهء سياه است كه هر سال سلطان الروم از اسلامبول مىفرستد و پردهء سرخ اندرون كعبه و پردهء روضهء حجرهء مطهر حضرت رسول را هر پادشاه كه