تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرة الطريق في مصائب حجاج بيت الله العتيق ( فارسى ) — صفحة 169

مساهمون:

ص١٦٩
نسيف و محمّد ريشان داخل نمىشوند ، در شهر بالابالا مىروند . من گفتم كه شما چيزى تجويز كرده ، خطوط ما را برسانيد . و سيد ناجى صاحب گاو براى شير فرستادند . باقى همه خيريت است . خطوط هم همه تيار است . - بفضله - بيست و هفتم شعبان روز سه‌شنبه : صبحى خواستم كه به حرم مشرّف شوم ، لكن الاغ براى دختر آغا فرستادم ، موقوف كردم . حاجى نسيف و حاجى مفلح نزد ما آمدند . همهء خطوط عراق عرب در دست حاجى نسيف دادم كه به كربلاى معلّى و غيره برساند و دو ريال فرانسه براى خرجش دادم . امروز بلكه حالا حاجى نسيف و حاجى محمد ريشان و عباس كنجى هرسه مىروند . نسيف مىگفت كه همهء حاج به مكهء معظّمه رسيدند . لكن به ميرزا رضا قلى شلتاقى « 90 » بسيار كردند . دو ماه طول كشيد در راه ، بعده رسيدند . من كار خود را به كريم كارساز خود سپرده‌ام و توكّل به او - سبحانه و تعالى - كرده‌ام در همه كار جزئى و كلّى و دينى و دنيوى و غيره . وقت ظهر خدا نخواسته قدرى مرا تب آمد . تا مغرب بود . بعد عرق خوب كردم ، تب - بفضله - رفت . شب - بفضله - خوابيدم . الحمد للّه مزاجم به حال است . - بفضله - بيست و هشتم شعبان روز چهارشنبه : امروز - بفضله - مزاجم به حال است . شب بسيار گرم بود ، از حد زياده . صبح هم سرد نشد . - بفضله - امروز تمام روز مزاجم به حال بود . مگر يوسف على و ميرزا محمد على باز تب‌شان نكث كرد . بيمار شده ، افتاده‌اند . اللّه تعالى شفا بدهند . - بفضله - بيست و نهم شعبان روز پنج‌شنبه : - بفضله - امروز هم مزاجم بهتر است . آخوند ملا على نقى روزهء سنّت بودند . افطار كنانيدم . مىگويند امشب ماه است . از روى تقويم يقين است . امروز باز خدا نخواسته تب نوبه قدرى از ظهر تا عصر بود . بعده رفع شد . اللّه تعالى شافى مطلق مرا از سلامتى جان شفا بدهد ، بحرمت النّبى و آله الأمجاد . محمّد صاحب و سيّد اعظم وقت عصر آمده بودند . شب كسى ماه نديد . بعد دو ساعت گذشته توپ‌ها بر قلعهء مباركه سر كردند ، و بناديق بسيار سر كردند كه ماه ديدند ؛ راست و دروغ بر گردن راوى .
هامش
( 90 ) . در حاشيه : يعنى تحكم .