تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة القاسان يا تاريخ كاشان ( فارسى ) — صفحة 504

مساهمون:

ص٥٠٤
افتراق گشته كه همگى اتفاق بر نفاق نموده قومى باغواى ساده دلان خاطرها را در جواز نماز پريشان دارند . و بعضى در كمتر از فرسخ كه عقلا و شرعا مذمومست جداگانه نماز مىگزارند و گروهى هر هفته مسافت دورى پيش گرفته هنگامهء ثالثى از تفرق اتصال گرم مىسازند و بقبح تفرقه و نفاق نمىپردازند . سائر ناس به نيروى فتنه ائتلاف معنوى صفوف مسجد را از هم مىپاشند و به ناخن فساد سينهء اهل صدق و صفا را مىخراشند . نمازى كه مقتداى آن صاحب اين اوضاع و اجتماعى كه باعث اين افتراق بوده باشد چه نور تواند داشت و با آن چه حضور تواند بود ؟ اين همه بازبونى مزاج و صداع بىعلاج و وحشت تمام از اختلاط خاص و عام و انس با تنهايى كه طبع به آن در مدت مديد خو گر شده ، بنابرين مقدمات بخاطر فاتر مىرسد كه اگر رخصت عالى ارزانى شود بدستور سوالف ايام در همان گوشهء انزوا و كنج قناعت خزيده و پاى تردد در دامن پيچيده دست تلاش از هر مطلب كوتاه داشته باشد و با كمال آرميدگى باطن و ظاهر و جمعيت مدارك و مشاعر بدعاى تزايد امام دولت و اقبال و تضاعف مراتب جاه و جلال اشتغال نمايد و به اين تقريب در كار ولى نعمت ادخل بوده باشد . چه با آن حال دعا باخلاص نزديكتر و اجتماع مردم مخلص در آن بيشتر خواهد بود ، با فيضى كه در خلوت به تنهائى يابد و جمعيت نمازى كه با مردم بىغش گزارد و به خدا سوگند كه قطع نظر از مثوبات اخروى نموده احوال دنيوى خود را در قناعت و گمنامى بهتر مىداند و چون هركس حاجتى دارد درين درگاه به انجاح مقرون مىگردد اين بندهء ضعيف اميدوار است كه دست رد بر جبين او نگذارند و حاجت او را بر آرند . امركم اعلى .