تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة القاسان يا تاريخ كاشان ( فارسى ) — صفحة 502

مساهمون:

ص٥٠٢
جماعت كه در حقيقت اداى دين واجبى بشهادت عدول مؤمنين است قيام نمايد مىبايد كه چون بر فرمان واجب الاذعان اطلاع نمايند از روى اميدوارى روانهء درگاه جهان پناه شده تقديم اين امر شريف را كه در حقيقت استرضاى فرمانرواى صورت و معنى است عمدهء عبادات و خلاصهء طاعات داند و بتوجهات شاهانه مستمال و اميدوار باشد . تحريرا شهر ربيع الاول سنهء 1065 » مما كتب قدس سره القدوس للسلطان الافخم به شهر ذى القعدة الحرام سنة ست و و ستين و الف و اجابه شفاها بعدم القبول مع الكلمات المشعره بغاية اللطف و نهاية العذر فى رد المسؤول بسم اللّه الرحمن الرحيم بندهء دعا گو محمد حسن بذروهء عرض مىرساند كه اين فقير قبل از آنكه بحسب ظاهر مشمول عواطف گوناگون و موفق به تقبيل بساط همايون گردد پيوسته در مظان اجابت دعوات و عقيب صلوات از دياد منزلت اين دولت ابد مدت مسئلت مىنمود و بدينوسيلهء جميله خير انديشى جهانيان در نظر داشت . اكنون كه به تفقدات سرشار محسود صغار و كبار هر ديار فرموده‌اند چه گنجايش دارد كه لحظه‌اى ازين معنى غافل بوده نفسى بىدعاى خير بر آرد . اما چون در آن ايام با جمعيت خاطر و اطمينان باطن و ظاهر پاى در دامن انزوا پيچيده دست از زوايد دنيا كشيده بود هوى و هوس را يكسو گذاشته ضرور ميدانست كه در زمان قحط الرجال نماز جمعه بگزارد و در ضمن خطبه مردمان را بر ترك دنيا بدارد و مردمان را نيز مناسب بود كه اقتدا كنند و مسائل دينيه فراگيرند . از اين جهت آن اجتماع در كاشان متحقق مىگشت و آن دعاى