خير كه به جهت ذات با بركات ولىنعمت ميشد در هيچ شهر كسى نشان نمىداد و احدى را شبهه به خاطر نمىافتاد . چه در انتظام احوال معاش و معاد رقم تقصير بر ناصيهء فقير ظاهر نبود و ساير اهل علم آن ديار در جواز نماز متفق و همزبان بودند .
اكنون كه اوضاع بنده شباهت باوضاع خوانين و امرا و خواطر مستغرق مال و جاه دنيا كه باعث تفرقهء حواس و وقوع در شبهه و التباس است و غنا و ثروت بمرتبهاى كه صرف آن در غير اسراف ميرسند و اين معنى روز بروز در تزايد و تضاعف اين احوال در نظر عقل و شرع پسنديده نمىآيد كه از خدا و رسول شرم ننموده مقتدى باشد و بر منبر كه مقام انبيا و اوصياست بر آمده مردمان را ترغيب بر ترك دنيا نمايد و در مسند حكم و فتوى جلوهگر آيد .
با اينكه از آغاز آفرينش ناآشناى آميزش اطوار و بيگانهء دوستى و دشمنى اهل روزگار بر آمده امروز چگونه منظور طوائف انام و ملحوظ خاص و عام تواند بود .
جمعى از [ صاحبان ] اغراض كه دلهاشان آكنده است بامراض در مقام مخاصمت و منازعت برخاسته هدف تير ملامت مينمايند و طائفهاى از سر گشتگان بوادى مهمات و حاجات در كمين آشنايى و ملاقات نشسته وسيلهء تحصيل مطالب دينيه و دنيويه مىسازند . با آن جماعت اگر در صدد مقاومت و مقابلت بر آيد مورث اخلاق رذيله مىشود و الا پايمال جهال مىگردد و اين طائفه را اگر اجابت كند بدين و دنيا ضرر مىرسد و الا وقت را بر خود شوريده و روز را تيره ميسازد و نماز جمعه كه غرض اصلى از آن اجتماع و ائتلاف قلوب است امروز بمرتبهاى موجب جدائى و
مرآة القاسان يا تاريخ كاشان ( فارسى ) — صفحة 503
مساهمون: عبد الرحيم كلانتر ضرابى ( سهيل كاشانى )
ص٥٠٣