شخصى سنى از يكى از كارخانههاى شعر بافى محلهء توى ده بيرون آمد و اين آوازهء تازه را شنيد و قدرت منع نديد . جهالت و عصبيت آن بدبخت را بر آن داشت كه سر خود را بسنگى سخت زده . . . لهذا اين محله مشهور به سر سنگ شده است !
وجه تسميهء توى بازارش نيز آشكار است زيرا كه بازار بزرگ كه درين زمان بعضى از دكاكين آن ويران و باير و برخى آباد و داير است درين محله واقع است و ميدان سر سنگ شهر كه هنوز آثار سنگ فرش او پديدار است در وسط آن بازارست و در سمت شرقى آن ميدان مسجد عالى قديم بزرگ كه مشهور به مسجد سر سنگ است واقع . . . در طرف غربى او كاروانسراى قپان بوده . . . و كارخانههاى شعر بافى و چرخ تابى كه درين زمان دو سر از آن كارخانههاى شعر بافى داير و باقى تماما باير است درين محله بوده و تا قبل از ايام تسعير نيز به قدر سيصد دستگاه نساجى و قطنى بافى درين محله داير بوده ، چون خلق اين محله تمام كسبه بودهاند . . . ولى در سنهء يكهزار و دويست و هشتاد و هفت شرارهء آتش مجاعت دود از دودمان آن جماعت بدرآورد . . .
* * * اما محلهء فخار خان . . . حسينيه و ميدان سر پوشيده دارد . . . كوچهء حيات « 1 » شهره كه تمام خلقش شتردار و جمالاند درين محله است . سه كارخانهء فخارى از آجر پزى و كوزهپزى كه كوزهء آنها بر كوزههاى شهر كاشان بلكه بر ساير بلاد ترجيح دارد درين محله واقع است . . .
* * * اما محلهء دروازه شهره . . . كه مشهور به دروازهء سوراخ باره است حسينيه و ميدان آن در جنب دروازهء مذكور است و اين محله نيز از اجزاى محلهء توى ده است . و در محاذى اين محله متصل به دروازه مقبرهء مرحوم ملا ميرزا محمد اردبيلى الاصل كه ساكن بيد گل بوده اولا از فحول علماى زمان خود بوده و طلاب از شهر كاشان و غيره در نزد او تحصيل علوم مينموده
هامش
( 1 ) - ظ : حياط ( ا . ا . )