خراب است . . . در جنبين مسجد دوسى پك خوب يكى مردانه و يكى زنانه از آب مزرعهء حامد آباد ساخته شده كه در زمستان از فرط بخار و گرمى آب خلقش از حمام بىنيازند . چون حمامى از خود ندارند بدين دو سى پك اكتفا مىنمايند . اغلب خلق اين [ قريه ] شود مال و رعيت و هيزم بارند ، ولى حلاج و نساج نيز دارند . . . .
* * * از محلات چهارگانهء بيد گل محلهء توى ده است و او را سر سنگ و محلهء بازار نيز مىگويند . وجه تسميهء هريك را براى مزيد آگاهى مجملى ذكر مىشود . اما توى دهش گويند زيرا كه در وسط ده اين قريه واقع است . سر سنگش نامند زيرا معروفست كه قبل از سلطنت سلاطين صفويه اهالى بيد گل سنى و مالكى مذهب بودهاند . درويش و شيعهء كمى نيز داشته كه هنوز هم مسجد درويشان و محلهء خانقاه كه شرح آنها در ضمن محلات ذكر خواهد شد كه باسم ايشان خوانده مىشود . گويند بعد از اينكه ايزد تعالى مفاتيح فتح بلاد . . . را در كف اقتدار . . . شاه اسمعيل صفوى نهاد فرامين و ارقامى چند به ممالك محروسه . . . ايفاد نمود و از آن جمله باهالى قريهء بيد گل به اين مضمون مرقوم فرمودند ، از يكى از مجتهدين اين قريه مسموع افتاد كه همان فرمان به عين در كتابخانههاى قديم اين قريه يافت شد :
اما بعد به تمام سكان ممالك محروسهء ايران مشهود و معلوم باد كه ما را در تسخير مملكت و فتح امصار و گشاد بلاد مقصود اصلى و منظور كلى اجراى مذهب حقهء تشيع و ترويج سنت سنيه و ملت مستقيمهء اثنا عشريه است نه جهانبانى و حكمرانى ، لهذا هركه ربقهء فرمان ما را رقبهء انقياد نهاده قبول مذهب تشيع نمايد بجان و مال در امان و الا بعد از چهل روز مهلت از تاريخ اين فرمان جانشان عرضهء تيغ بىدريغ سپاه نصرت اثر و اقوامشان در پنجهء قهر و نهيب و غارت غازيان مظفر آيد .
و مقرر فرمود كه در رئوس منابر و گلدستهها و بازارها غاصبين خلافت و خلفاى ثلاثه را به آواز بلند لعن نمايند . گويند در اين اثنا
مرآة القاسان يا تاريخ كاشان ( فارسى ) — صفحة 492
مساهمون: عبد الرحيم كلانتر ضرابى ( سهيل كاشانى )
ص٤٩٢