اين كجا و آن كجا اين نسبت پست از كجا * چشم بگشا و ببين كان آسمان است اين زمين
بابا افضل عالمى نحرير و فاضلى بىنظير بود و بپاى طلب طريقت علم و عمل را بپيمود تا بكشور حقيقت رسيد و براريكهء معرفت عارفى آگاه و كاشفى بىاشتباه شد . نعم ما قال
گر شرع دهد سپهراعلى * فضل فضلا و فضل افضل
از هرملكى بجاى تسبيح * آواز آيد كه افضل افضل
از مكاشفات و كرامات او گويند [ 323 پ ] كه در سنهء ششصد و شصت و دو هجرى محمد بن محمد الطوسى ، خواجه نصير الدين ، كه خواهرزادهء او بود در مرق درك فيض حضرت وى كرد . در سايهء درختى با هم نشسته از هرطرفى سخنى بميان داشتند . خواجهء طوسى گفت مرا در شكلى از كواكب فلكى عقدهاى مشكل مانده كه هرچه بتدقيق و استقصا رصد خانهء عقل را بر استعلام مقادير اوساط و تعديلات تقاويم عرض و طول كواكب موضوعهء آن شكل مهيا و مستعد نمودم نتيجهاى كه رافع شبهات هندسى باشد حاصل نگشته . مولانا بابا افضل با سر عصائى كه در دست داشت آن شكل را به روى خاك مصور ساخته بقواعد هندسه و حساب حل معما « 1 » و رفع شبهات فرمود . گفت ما و شما در يك روز تماشاى اين اشكال و حل اين مشكلات نموديم . اگر تو را از نظر محو گشته مرا فراموش نشده .
گويند پادشاه زنگ كه سالكى مجرد و از تاج و تخت و ملك و مال گسيخته [ بود ] و الى اللّه طى طريق عبودية مينمود كه فرمودهاند العبودية
هامش
( 1 ) - اصل : حل و معما