با طبعى غرّا و زبانى گويا و تقريرى مليح و تحريرى فصيح در كار نظم و نثر خاصه در شعر و لغت عجم استادى ماهرو معلمى قادر و بسعادت فطرت و سلامت نيت و ظهور تقوى و وفور ديانت موصوف و بعقل و كفايت و حسن تدبير و فطانت معروف و بجوهراصالت و جلالت آراسته و بزيور فتوت و سخاوت پيراسته و با وصف آنكه از بدايت عمر الى حال كه سن شريفش قريب به شصت سال است همه وقت از جملهء عمال و مصدر و مرجع امور ديوانى بوده و در محضر عموم علماى شرع در زمرهء عدول و قولش در اثبات ادعاى محق ممضى و مقبول است و نظر بغايت تدبير و نهايت وفق و تمهيد كه وى راست [ 286 ر ] هركس را در مهمى مشورتى است بفهم سليم و عقل مستقيم او حوالت كند و آنچه صلاح و صواب داند بحسن عاقبت و خير خاتمت مقرون باشد و على هذا با ولات عرف و قضات شرع بل عموم خلق همواره محرم اسرار و همدم گفتار و محبوب القلوب و كاشف الكروب بوده و مىباشد ، الا تا نگويند كه مصنف بملاحظهء نسبت و رعايت سمت مصاهرت كه بمومى اليه داشته و دارد مبالغه و اغراق نمود چگونه متصور است كه در صنف عمال و مشغلهء دائمى ديوانى شخصى شب زندهدار و متقى و پرهيزكار باشد ،
« فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ »
. و او را سه ورق است : يكى عاليجاه ميرزا فرج الله خان كه بزيور فطانت و متانت آراسته و بجوهر فراست و درايت پيراسته و به وفور عقل و كياست موصوف و بظهور كاردانى و كفايت معروف است ، و يكى عاليجاه ميرزا احمد خان كه جوانى آراسته و پيراسته است و اين دو برادر از طرف مادر عمه زادگان جناب جلالت مآب امين الدوله و بسلسلهء عليهء غفارى متصل ميشوند ، و يكى [ كه ] از بطنى ديگر است