تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة القاسان يا تاريخ كاشان ( فارسى ) — صفحة 338

مساهمون:

ص٣٣٨
نمود . آخر الامر حكم يورش داد . فتح كرد . زخمى منكر بپهلويش رسيد . بعد از هشت روز شربت شهادت نوشيد . هنوز آثار آن سنگر و قلعه‌ها كه باسم او مشهور است باقى مىباشد . تمامى ديار بكر و موصل و كردستانات در تصرف او بود . پنجاه و دو سال عمر كرد . بيست و دو سال حكمرانى نمود . در سنهء هفتصد و چهل و دو هجرى شهيد شد . در شهر خوى گنبد بزرگى از سنگ سياه در سر مزارش باقى است و به گنبد امير جمشيد موسوم است . نوزدهم امير بهلول بن امير جمشيد - موافق تاريخ اخشيدى شخصى سالك و مرتاض [ 250 ر ] و بالطبع طالب عزلت و انقطاع بود . در طريق سلوك به پير طريقت يعنى سلطان جنيد بعدادى كه صاحب ارشاد بود رسيد . حقوق امنيت و مشتهيات عالم طبيعت را برضاى او كه مصداق و بىيسمع و بىيمشى و بىيبطش و بىيتكلم بود صلح كرده تسليم نمود ، و رخصت ارشاد يافت ، كه لسان الغيب شيرازى گفته :
اين جان عاريت كه بحافظ سپرده‌اند * روزى رخش ببينم و تسليم وى كنم
ريش سفيدان طايفه همدست شده بجاى پدرش نشاندند . جنگ و جدل را با اتراك موقوف داشت . بقليل ولايات قانع شد . تكاياى زياد در هرآبادى براى فقرا و صوفيه احداث نمود . معاصر ايلجاتو خان بود . پنجاه و پنج سال عمر كرد . بيست و دو سال حكمرانى نمود . در سنهء هفتصد و شصت و يك هجرى درگذشت . در قلعهء باى كه از ابنيهء مستحدثهء خود است مدفون است . گنبد [ و ] بارگاهش در كردستانات حكارى الان محل استجابت دعاست .