چنان جايگه ساخت بر خط راست * كه دانش در آن جاى هرگز نكاست
دو خانه ز بهرسلاح نبرد * بفرمود در نقرهء خام كرد
يكى كاخ زرين ز بهرنشست * برآورده بالاى او بر دو شصت
بر ايوانش ياقوت برده به كار * همه منظرش سر بسر زرنگار
چنان جايگه ساخت بر خط راست * كه نى روز افزود و نى شب بكاست
نبودى تموزش هويدا ز دى * هوا عنبرين بود و يارانش مى
همه ساله رويش بهاران بدى * گلان چون رخ گلعذاران بدى
نپايد بر آن منجنيق و نه تير * نيايد درو ديدنش ناگزير
كه آن را كسى تا نبيند به چشم * تو گوئى كه گيرنده گيرد بخشم
در تاريخ شجرى خلفا مرقوم است كه خزاين كيان را [ 238 ر ] ضحاك از قلعهء وان آورد به قلعهء دنبل ، چاهها كند از سنگ و طلا را آب كرده در آنها بريخت .
و ثانيا بايد دانست كه نسبت طايفهء ملك الشعرا بصيغهء ضرّاب از چه رويست ؟