از سنگ تراشيد و يك نيزه از سنگهاى بزرگ و گچ بر زير آن ساخته كه عقل حيران است چگونه سنگهاى به آن بزرگى را بر فراز آن ديوار كشيده و نصب نمودهاند و هردوازده ذرع يك برج مانند قلعهء بزرگ از سنگ تراشيده . حكيم ابو القاسم فردوسى در تعريف همان فرموده :
در اينجا يكى كوه بينى بلند * كه بالاش برتر ز چون و ز چند
يكى نيم فرسنگ بالاى كوه * كه از رفتنش مرد گردد ستوه
بفرمود تا سنگ خارا كنند * دو خانه درو بر يكى جا كنند
بياراست آخور ز سنگ اندرون * ز فولاد ميخ و ز خارا ستون
ببندند اسبان جنگى براوى * هم استر عمارى كش راه جوى
دو خانه دگر ز آبگينه بساخت [ 231 پ ] * زبرجد ز هر جاى اندر نشاخت
چنان ساخت جاى خرام [ و ] خورش * كه تن يابد از خوردنى پرورش
ز جزع يمانى يكى گنبدى * نشستنگه نامور مؤبدى