خورجين را در حضورش مقسوم ساختند . هرچه بملايمت و مداهنه آنها آنها را نصيحت كرده مفيد نيفتاد . در حالتى كه در دورش انجمن بودند بر آشفت و تير قپانى از دست كاروانسرادار برگرفت . توپچيان قدارهها كشيدند . سيد مزبور بهرضرب كه حواله همى كرد دو سه نفر به خاك پست شدند . تا چشم بر هم زدند جمعى را از خود خسته و شكسته ديدند .
مجال مكث نيافته از كمال اضطرار متفرق گشته در [ 230 ر ] حجرات و طويلههاى كاروانسرا متوارى شده بامان آمدند . ماديان را آوردند ، و مادام كه خورجين و كل اسباب و اجزاى مقسومهء متفرقه را پس نگرفت نرفت . و سه قبضه قداره بجريمهء خسارت آنها با خود برد . گويا تمكين توپچيان در آخر كار به آن ملاحظه بود كه از اطراف دشت و مزارع محوطه خبردار شده بشورند و هجومآور شوند . به عادت معهودهء تركان حزم و حلم اختيار نمودند .
خلاصه سيد مزبور سى سال قبل من الخلق الى الحق اقبال كرده برياضت و جهاد نفس مشغول [ شد ] و از لهو و لعب و ساير مشتهيات عالم طبيعت اجتناب نموده رذايل « 1 » صفات نفسانيه را بمحاسن اخلاق - الروحانيين تبديل كرد كه ميفرمايد « يا ابن آدم اطعنى فيما امرتك و انته عما نهيتك حتى اجعلك مثلى » ، طريقهء طلب را توشهء توكل برداشت و بهدايت قافله سالار عشق بپاى پياده تقبيل آستان ملايك پاسبان حضرت مولاى متقيان على بن ابى طالب سلام اللّه عليه نمود . و از آنجا به سفر حج شتافت . [ 231 پ ] پس از مراجعت طريق زيارت حضرت موسى الرضا عليه سلام اللّه پيموده و بعد از مراجعت از خراسان درك شرف حضرت حاجى ملا هادى سبزوارى كه يكى از حكماى حقانيهء الهيه است
هامش
( 1 ) - اصل : رزايل