را مرحوم آقا مير مظفر حسينى رحمه اللّه [ 229 ر ] قرار داده از او يك شجر برآورده مرحوم آقا مير محمد على و او از جملهء اكابر و اعيان و در صنف فضلا و علما انتظام داشته ، و از او دو غصن برومند شده :
[ غصن ] اول مرحوم حاجى سيد محمد و او را پنج ورق است :
يكى مرحوم آقا مير عبد الحى .
و يكى مرحوم آقا مير عبد الواسع ، و او مردى بود در اوايل عمر قوىبازو و زورآور و با آنكه در سلك فضلا و اشراف انتظام داشت بغايت جنگجوى و شجاع و پهلوان و سبك روح ، گويند از يك طرف شتر لوك « 1 » برجسته بىآنكه دست بجهاز و كوهان آن رساند با دست سرنگون بر زمين آمده كفهاى دستش بر زمين رسيده عقرب وار قرار گرفته يك ميل راه به همان حال ميسپرد . گويند بكرات در گرمسيرات ساربانان ديوانى و كلكوهاى مسيله خرابى زراعتش كردند در صدد تقاص برآمد ، كار بجدال پيوسته با ششپرها دورش را گرفتند ، يكى را با مشت به خاك افكنده خويش را ربود و يك تنه سى تن را به سى ضرب سر و دست و پهلو شكسته به خاك انداخت [ 229 پ ] ، ما بقى را دست و بازو ببست . بعد از استرداد معادل ضرر بود حاصلش رها كرد . و نيز گويند سواره از ظاهركاروانسراى سن سن كاشان ميگذشت ، در زمان وزارت مرحوم حاجى ميرزا آقاسى كه اتراك ايروانى و سلماسى از هرراهى عبور مينمودند مال و توشهء هركس را بىمحابا منهوب ميداشتند يك صد نفر توپچيان از طهران عازم كرمان بودند .
در آنجا منزل نموده ماديان سوارى او را طمع كرده متعرض شدند .
جبرا قهرا پيادهاش كرده ماديان و خورجين تركى او را مضبوط و اجزاى
هامش
( 1 ) - شتر باركش قوى