قطع كنند و دو شاخه از هرميوه كه خواهند به قدر شش گره قد آن و به قدر انگشتى قطر آن و با چاقو تند يك گره ته آن شاخه را از دو طرف مانند قلمى كه تراشند بتراشند و با اسكنهء نجاران سطح آن ساقهء قطع شده را از وسط شكاف داده آن دو شاخهء تراشيده را به دو طرف [ 141 پ ] اسكنه بشكاف آن سان فرو كرده با پنبه اطراف آن شكاف را پر كنند و قدرى آب بر آن ريخته تا آن پنبهها تر شود ، آنوقت اسكنه را از شكاف درخت بر كشند . چنان بهم آيد كه گوئى كه هردو يك جنسند و چون سبز شود و از آن شكاف برويد بفاصلهء اندكى درخت بزرگى گردد و بيشتر اين صنعت در تاك به كار رود . بايد دانست مقصود از مطلق پيوند ترقى و نمو و پر بارى درخت و ممتاز شدن ميوه آنست ، اگرچه يك شاخه درختى پيوند گرفته بشاخهء ديگرش پيوند نمايند .
و اما تربيت درختهاى بىهسته : در اول بهار شاخهء درخت بيدى را كه قريب دو ذرع قد آن و به قدر نى درشتى قطر آن و مانند كمانى از رشتهء محكمى دو سر او را يك ذرع بهم نزديك ببندند و زمين قابلى را آورده و اسفار كرده شكاف زده به قدر شش گره دو سر آن را در خاك كرده خاك را بهم آرند . پس از آن قوس عرضا دو ذراع و ارتفاعا سه ذراع محيط آن از خاك ظاهر باشد و دو دانهء بادام [ 142 ر ] يا بيشتر كه ده روز قبل دهنش را گشوده در آب خيسانيده باشند بياورند و رديف در زير آن قوس در خاك بكارند و آب كرده بروند و چهار به چهار آب كامل بر آن دهند .
باندك زمانى دو طرف آن قوس در خاك ريشه پهن كند و مغز بادامها سر از خاك بر كشند و تا سال به آخر رسد نهال بادام به قدر ذراعى از تحدب آن قوس گذشته باشد . در اول بهار منهء كمانهء نجاران را آورده محاذى
مرآة القاسان يا تاريخ كاشان ( فارسى ) — صفحة 185
مساهمون: عبد الرحيم كلانتر ضرابى ( سهيل كاشانى )
ص١٨٥