كذلك در متن خندق و اطراف آن به كشت و اشجار مىبرند ولى خلاف قرارداد واقف و شرح وقفنامه و منافى قانون شرع و عرف است ، اما هر قدر از اين آب مخصوص محلات پشت مشهد و كوچهء رباط است از خارج شهر مىبرند . خلاصه از آن آب هرچه وارد شهر مىشود ابتدا خانهء لسان الملك و انتها به محلهء يهودان و مسجد عمادى ميدان سنگ است كه سمت شمالى كاشان مىباشد .
و يكى ديگر قنات محمود آباد است كه موافق قول معتبر از مستحدثات و موقوفات زينت بيگمى است و آن نيز با قنات عبد الررزاق خان يك ترازو است و بر روى يكديگر افتاده مخصوص است به شهر و پشت مشهد .
و يكى ديگر آب قنات صاحبى است و آن در جلو دروازهء لتحر آشكار مىشود و در حوالى دروازهء اصفهان اغلب آنكه ملكى و صاحبى است [ 81 پ ] در خارج و داخل شهر بباغها و باغچهء خانههاى مخصوص صرف مىشود و بعضى ديگر كه وقف است يا به اجاره و استيجار بخانههاى شهر ميآيد داخل آب قناتين مزبورتين شده از همان مجرى گردش مىكند ، چنان كه يك طاق آن به دار الحكومه و طاقى ديگر به كوچهء گاو چشمان مىآيد و اين هردو محل از محلات سر پلهء دروازهء عطا است .
و يكى ديگر قنات نصر آباد شهره است كه گويند ابو النصر كه يكى از عموزادگان مأمون الرشيد بوده از محوطهء اين شهر عبور نموده از كم آبى خانههاى سكنهء اين بلد مستحضر شد مقنيان و مساحان و مهندسين را از اطراف خواسته امينى از خود گماشت كه هيجده
مرآة القاسان يا تاريخ كاشان ( فارسى ) — صفحة 95
مساهمون: عبد الرحيم كلانتر ضرابى ( سهيل كاشانى )
ص٩٥