درختهاى سايهدار و بالادار آنچه تصور شود با كمال اهتمام و نظم بار آورده و تالار و حوضخانهء رفيع منيع ملوكانه در موضع عمارت قديم در نهايت استحكام و صفا و روح و فضا بنياد كرده كه هركس در آن صفهء صفا نشيند و آن آب [ 76 ر ] و اشجار و كشتزار در دامن و كنار آن بستان سرا ببيند به لطيفهء « جنات تجرى من تحتها الانهار » « 1 » برخوردار شود . در تعريف آن به دو فرد نظم اكتفا مىشود :
بلند كاخى بر دوش قلهء كوهى * كه مرغ و هم فروماندش ز طوف اندر
گر از فرازش سنگى رها كنى امروز * بشيب او نرسد تا فرا رسد محشر
و در تاريخ قم بوصفى ديگر در وجه تسميهء نياسر و بنا و بنياد آنجا ناطق است كه اردشير پادشاه عجم بعد از فتح و غلبهء اصفهان بر سر اين چشمه آمد . محلى رفيع خوش آبوهوا يافت . گفت همانا سه روز عشرت كنيم ، چه اين محلى است با روح و فضا و از وفور گل و لاله و رياحين « نگارخانهء « 2 » چين است و نقش از تنگى » . بزمى ملوكانه آراستند .
افريدون كه سردار لشكر اردشير بود چنين گفت كه گل و رياحين بزم شراب اهل رزم سرهاى شجاعان است . گويند سيصد سر از ابطال و شجاعان اصفهان همراه داشت ، حاضر ساختند . گويا به اين زبان و نعت بيان نمود كه « هرايند خرن افرنيان سر » « 3 » و بدين جهت به نيان سر « 4 » موسوم
هامش
( 1 ) - قرآن 2 / 25
( 2 ) - اصل : نگارنامه
( 3 ) - تاريخ قم : هر آئيند خرن افرينان سر ( ص 77 ) .
( 4 ) - تاريخ قم : نياستر ( ص 87 ) .