چون مولانا به دار آخرت خراميد از هرات روى به هندوستان كرد و در گجرات بعد از آن كه عمرش به صد رسيده بود ، در سنهء نهصد و سى ( 930 ) به دار آخرت خراميد .
تو بر آنى كه نكوخواه منى اى ناصح * من بر اينم كه مرا همچو تو بدخواهى نيست
خنجر كين به دل من زدن و از سر ناز * ديدن اندر دگرى ، خنجر ديگر زدن است
ساغر مى كه ز دست دگرى مىنوشى * خوردن خون شهيد است ، نه ساغر زدن است
*
به روى ما درى ز قفس مىتوان گشود * ما هم ز آشيان به اميدى پريدهايم
*
سراى غير روشن خانه عاشق سياه از تو * نتابى بر همه يكسان چو خورشيدى كه مىگردد
تذرو
ملا محمد خلف ملا عباس از معاصرين عهد خاقان خلد مكان فتحعلى شاه است .
پيشهاش تحصيل علوم دينيه بود و در مدرسهء فيضيه تدريس و تدرس روزگارى به سر برد ، و در همهء حالت از مجالست و مؤانست نيكوان ملاح « 1 » گريز و گزيرى نداشت و در سنهء يكهزار و دويست و پنجاه ( 1250 ) روى به دار آخرت كرد .
تخم مهرش چون كه در باغ محبت كاشتم * خون اين دل بس نبود از ديده آبى دادمش
*
كرد ديده خاربستى كردم از مژگان خويش * تا نداند خواب آيد يا خيالت در رود
*
اى خواب ميا دگر به چشمم * جاى تو درين زمان پرآب است
هامش
( 1 ) - بسيار نمكين .