داراى اغلاط بىشمارى بوده ، و با يكديگر هم اختلاف زيادى دارند كه در اغلب موارد اين اشتباهات در فهم موضوعات هم مؤثر مىباشد ، چنانچه در شرح حالات موسى مبرقع ذكر خواهد شد . . . » « 1 »
- 3 - [ علامهء تهرانى در « ذريعه » از ترجمهء ديگر تاريخ قم نام مىبرد كه يكى از . . . ]
علامهء تهرانى در « ذريعه » از ترجمهء ديگر تاريخ قم نام مىبرد كه يكى از علماى ما آن را از اصل عربى - غير از ترجمه پنج باب موجود ، ترجمه كرده است ، و مىگويد : استاد ما در خاتمه مستدرك ص 369 نوشته است از كتاب « منهاج صفوى » پيداست كه تاريخ عربى قم ، ترجمه ديگرى به فارسى غير از ترجمهاى كه امروز هست ، داشته ، و مؤلف منهاج صفوى از آن ترجمه نقل مىكند . » « 2 »
بسيار به جاست كه به وسيلهء روزنامهها و در صدا و سيما اطلاع دهند كه اگر اين كتاب نزد كسى هست ، يا در كتابخانههاى خصوصى وجود دارد ، آن را به دست آورده و با تحقيقات لازم به چاپ رسانند ، زيرا اى بسا كه در جائى چه در اصفهان و چه جاهاى ديگر باشد و دارنده از آن بىخبر باشد .
- 4 - [ عباس فيض در مقدمهء كتابش « انجم فروزان » در تاريخ قم راجع به . . . ]
عباس فيض در مقدمهء كتابش « انجم فروزان » در تاريخ قم راجع به كتابهائى كه پس از تاريخ قديم قم ، دربارهء قم نوشتهاند ، مىنويسد : « بارى شهر قم را پس از تأليف تاريخ نامبرده از سال 378 تا اوائل قرن چهارده هجرى ، تاريخى نبوده است ، « 3 » يعنى در ظرف مدت 925 سال از سال 373 الى 1303 اين شهر فاقد تاريخ است با اين كه در هر عصرى هزارها دانشمند اديب و نويسنده در اين شهر متمركز بودهاند و بالنتيجه از وضع نهصدسالهء اين شهر اطلاع مبسوطى در دست نيست ، جز يك رشته اخبار و احوالى كه در ضمن نگارش تواريخ عمومى و يا در كتب رجال نوشته شده است ، و اين دورهء نهصدساله را به واسطه نويسندگان و يا بىحسى اعيان و اشراف شهر ، مع الأسف بايد دورهء قحط تاريخى در قم نام نهاد » .
و در عنوان « تواريخ قم در صدهء چهاردهم » نوشته است : « و پس از دورهء تاريك تا مدت شصت سالى كه از عمر صده ( سدهء ) چهاردهم هجرى مىگذرد بر خلاف گذشته ، براى قم چند
هامش
( 1 ) - انجم فروزان ، ج 1 ، ص 6 .
( 2 ) - الذريعه ، ج 3 ، ص 276 .
( 3 ) - شايد بوده است ، و ما اطلاع نداشته باشيم .