كتيبهء سر در ايوان جنوبى صحن طرف خيابان موزه از ( خارج )
به عهد ناصر دين شهريار ملك آراى * امين سلطان آراست اين ستوده سراى
سرود صادق پروانه بهر تاريخش * « ببين به ملك قم اينك در بهشت به پاى »
( 1303 )
صحن زنانه يا موزه « 1 »
موزه در ضلع غربى صحن نو و قسمت جنوبى حرم مطهر واقع شده است . « 2 » و ظاهرا اين صحن از بناهاى شاه عباس ثانى است كه براى مقبرهء پدر خود شاه صفى ساخته است ، و درب اصلى آن هم در قسمت غربى صحن نو است ( كه جلو آن قبور پدر و برادر و دائى و ساير اقوام مؤلف كتاب واقع است ) .
اين صحن ساده و جرزهاى آن آجرى و بدنهء آن گچى است ، و طرف شمالى آن ايوانىست كه به مقبره و بقعه شاه صفى باز مىشده ، و فعلا پس از تعميرات فتحعليشاه كه صندوق قبر شاه صفى را برداشته و با سطح زمين برابر كردهاند ، بقعه مزبور رواق جنوبى حرم مطهر را تشكيل مىدهد ، و از اين رواق درى به مقبرهء شاه عباس ثانى باز مىشود و برابر آن درى است كه به خزانه آستانه گشوده مىشود .
سابقا زنها قبل از افتتاح موزه از اين صحن و رواق به حرم مطهر مشرف شده و در اين صحن اجتماع مىنمودند . در صحن زنانه جنب ايوان راهروى است كه مدخل مقابر سلاطين صفويه بوده است و هماكنون راهرو مدخل سالون موزه است و كتيبهاى دارد از كاشى لاجوردى كه با خط نستعليق زرد دوازده بيت بر آن نوشته شده و قسمتى از ابيات دوازدهگانه اين است :
هذه جنات عدن فادخلوها خالدين * زائران را از صرير در رسد بر گوش جان
خشت ايوان بلندش غيرت خورشيد و ماه * صحن ايوان رفيعش مهبط كروبيان
ز التفات پادشاه صورت و معنى صفى * شد سرافراز مهم توليت جمشيد خان
شد تمام از معجز اقبال شاهى اين بنا * تا مگر همچون حرم گردد مطاف انس و جان
هامش
( 1 ) - اين قسمت مناسب بود پس از توضيح و تشريح صحن كهنه و نو ذكر شود ، ولى آنجا از قلم افتاد ، در اين جا تدارك شد . ( مؤلف )
( 2 ) - [ موزه حرم مطهر پس از تعميرات ، به كلى از اين محل برداشته شد ، و در سالهاى بعد به نزديك مدرسه فيضيه انتقال يافت . بنابراين آنچه مؤلف در اينجا شرح مىدهد ، سالبه به انتفاء موضوع است . ]