با پاك تربت دخت رسول كرده است اين * على بن ابراهيم ، فخر آل و تبار
اميدم آن كه ز يزدان ز مكرمت نظرى است * بر آن كو گفت و بر آن كه نويسد اين اشعار
آيا كسى كه بدين كاخ بگذرى روزى * يكى به رحمت ازين رفتگان به ياد بيار
هزار و سيصد و سه چون گذشت از هجرت * به آخر آمد اين قصر و اين بلند حصار « 1 »
*
كتيبهء سر در ايوان شمالى داخل صحن طرف باغ ملى
عهد ملك ناصر دين آن كه يافت * كرسى و ديهيم از او زين و زيب
گشت ايمن شه و صدر مهين * بانى اين صحن خوش دلفريب
صادق پروانه به تاريخ گفت * « نَصْرٌ مِنَ اللَّهِ وَ فَتْحٌ قَرِيبٌ »
( 1303 )
كتيبهء سر در صحن شمالى طرف باغ ملى ( از خارج )
به عهد ناصر دين شهريار با تعظيم * ابو المظفر غازى خدايگان كريم
بنا نهاد به توفيق كردگار اين صحن * وزير اعظم على اصغر بن ابراهيم
چو بهر دختر موسى بن جعفر از سر صدق * امين سلطان آراست اين ستوده حريم
براى مصدر تاريخ گفت پروانه * « سياق كعبه ثانى ز پور ابراهيم »
( 1303 )
كتيبهء شرقى سر در صحن از طرف خيابان ارم ( از خارج )
به عهد خسرو گيتى خديو ناصر دين * كه نازد از سر انگشت وى كلاه و نگين
براى دختر موسى بن جعفر از سر صدق * سپهر سوده به خاك درش هماره جبين
امين شاه على اصغر بن ابراهيم * عيان نمود ز سطح زمين بهشت برين
چو شد تمام به تاريخ گفت پروانه . * « بناى صحن به كلى بهشت روى زمين »
( 1303 )
هامش
( 1 ) - [ اين قصيده نيز گزيده شده است . ]