يافتم نبشته ، معنى آمل بلغت ايشان آهوش است و هوش و مل مرگ را گويند و بدين كنايت است از آنكه ترا مرگ هرگز مباد .
و « 1 » آوردهاند كه چون اصفهبد مازيار بن قارن سورهاى آمل خراب ميكرد بر سر دروازهء گرگان بستوقهء يافتند سبز ، سر او بقلعى محكم كرده ، متولّى آن خرابى بفرمود تا بشكنند لوحى بيرون افتاد كوچك از مس زرد برو سطرها بخطّ كستج نبشته ، كسى را كه بر آن ترجمه واقف بود بياورند بخواند ، هرچند « 2 » استفسار طلبيدند « 3 » نگفت تا بتهديد و وعيد انجاميد گفت برين لوح نبشته : نيكان كنند و وذان « 4 » كنند و هركه اين كند سال و اسر نبرد ، همچنان آمد سال تمام نشده بود كه مازيار را گرفته با سرّ من رءآه « 5 » بردند و هلاك كردند و كيفيّت آن حكايت برود ، و مسجد جامع بايّام هرون الرّشيد سنهء سبع و سبعين و مايه بنياد افگندند و متولّى عمارت ابراهيم بن عثمان بن نهيك بود و خواست اين جايگاه بخرد اوّل مسلّم نشد تا آن وقت كه جدّ ابو الحسن بن هرون الفقيه انبارك نام مسلمان شد او را مبارك نام نهادند ، سراى خويش بفروخت ، بعد او هركس بتبرّك ميفروختند ، چون عمارت تمام شد و خواستند تا قبله پديد كنند چهل شبانه روز باران [ بود ] ، وضع و تعيين بحقيقت ميسّر نشد ، بحدس و تخمين فرونهادند و بهاى اين موضع كه جامع است هشت هزار و سى و دو دينار برآمد ، و طول مسجد نود و سه ارش بود و طول سمك ده ارش و درو سيصد هزار و ششصد و چهل فرسب « 6 » بود ديگر آلات برين قياس بايد فرمود و چهل و هفتهزار و سيصد و چهل دينار بعمارت صرف شد و بوقت فيروز شاه كه بانى اصل بود از حدّ گرگان تا بحدّ گيلان و موقان بر ساحل دريا خندقى كشيده بود و هنوز اثر آن خندق ببسيار مواضع طبرستان ظاهر است و فيروز كنده ميگويند و يزدادى در تصديق اين معنى مبالغتى نمود . و بوقت آنكه اساس شهر آمل مىنهادند مردى صاحب عيال يك گرى زمين ملك داشت كه رزان « 7 » او بود برو تكليف فروختن كردند گفت هرگز
هامش
( 1 ) - ساير نسخ افزودهاند : مثل
( 2 ) - الف : هرچه .
( 3 ) - ساير نسخ : كردند
( 4 ) - ساير نسخ :
بدان
( 5 ) - ج و نسخ جديده : سرّ من رأى
( 6 ) - الف و ب : هر سب ، ظاهرا صحيح همين فرسب است مطابق ضبط ج و نسخ جديده و آن « دارى ستبر باشد كه به دو بام را بپوشانند و ثقل همه بر وى بود ، رودكى گفت :بامها را فرسب خرد كنى * از گرانيت گر شوى بر بامفرهنگ اسدى ص 23
( 7 ) - كذا در الف و ب ، در ج : از آن ، رزان در صورت صحّت ضبط متن بمعنى درختستان و باغ است