اين ساعت طوسان ميگويند ، و چنان بود كه بعهد كيخسرو چون ازو خيانتى در وجود « 1 » آمد كه فريبرز كاوس را برگزيده بود بترسيد و بگريخت ، با آل نوذر بدين موضع التجا كرد تا رستم زال با لشكر هفت اقليم بيامد ، او را بگرفت ، پيش كيخسرو برد ، گناه او را عفو كرد ، درفش و كفش به دو سپرد و قصر مشيد و مقرّ منيعى كه او ساخته بود هنوز تودهء آن باقيست لومنى دوين « 2 » ميگويند و اين موضع كه اكنون سارى است محدثست .
فرّخان بزرگ كه ذكرش برود پادشاه طبرستان بود به او را كه از مشهوران درگاه بود فرمود تا آنجا كه ديه او هراست شهرى بنياد نهد براى بلندى آن موضع و بسيارى چشمههاى آب و نزهت جايگاه « 3 » ، مردم اوهر « 4 » به او « 5 » را رشوت دادند تا ترك آن بقعه كرد و اينجا كه امروز سارى است بنياد نهاد ، چون عمارت تمام شد شاه بيامد كه تا مطالعهء شهر كند ، معلوم شد كه به او با او خيانت كرده ، محبوس فرمود و بطريق آمل بديه باوجمان « 5 » او را بياويخت ، نام اين ديه به او آويجمان ازين سبب نهادند و از آن زر رشوت ديهى بنياد افگند و چون تمام شد دينار كفشين نام نهاد ، تا اين ساعت هم ديه معمور ماند هم نام برقرار .
مسجد جامع سارى را بوقت خلافت هرون الرّشيد يحيى بن يحيى ظاهرا : هانى بىهانى « 6 » امير كه ذكر وى برود بنياد نهاد و مازيار بن قارن باتمام رسانيد و آثار عمارت مازيار بيشتر ظاهر است ، و گنبد آن چهار در كه در مقابل سراى باوندان نهاد و ملك سعيد اردشير غفر اللّه ذنوبه آن موضع را باغى خرّم ساخته بود و بيك جانب ميدان و گنبد در ميان منوچهر شاه اساس افگند و بعهد اصفهبد خورشيد گاوباره خللى يافته بود مرمّت كردند ، در مقدور هيچ آدمى نيست كه از آن عمارت خشتى جدا كنند از احكام ريخته كه فرمودهاند .
رويان استندارى « 7 »
ابتداى زمين رويان بعهد فريدون بود ، چون سلم و تور ايرج را بكشتند چنان كه
هامش
( 1 ) - ب : در راه ، ج و ساير نسخ : بظهور
( 2 ) - كذا ايضا در ب ، ج و ساير نسخ : لومن دون
( 3 ) - ساير نسخ : جايگاهها
( 4 ) - ساير نسخ : شهر
( 5 ) - كذا ايضا در ب ، ج و ساير نسخ :
به او آويجان در هردو موضع
( 6 ) - كذا در جميع نسخ
( 7 ) - الف : رويان استنداى ، ج و ساير نسخ : ذكر ابتداى عمارت شهر رويان