تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ طبرستان ( فارسى ) — صفحة 61

مساهمون:

ص٦١
كرد . چون قارن را ببردند در مدّت نزديك افراسياب بر ايشان غالب شد « 1 » و چندان سپاه منهزم با عراق « 2 » افتادند و شهنشاه را معلوم شد كه افراسياب غدر كرد ، سپهدارى باز بقارن سپرد و لشكر كشيد ، برى آمد و افراسياب آنجا كه دولاب و طهران است لشكرگاه كرد و هرروز بر منوچهر چيرگى مىيافت ، « 3 » بفرمود تا عمارت قلعهء طبرك كنند و اوّل كسى كه بنياد آن قلعه فرمود او بود ، بعد سالى او منهزم [ شد ] پناه بطبرك كرد و چون آنجا مقام دشوار شد ، شهر در آن تاريخ مقابل گنبد شهنشاه فخر الدّوله بود اين ساعت برى آن موضع را دز رشكان مىگويند و تا بعهد ديالم آل بويه بر همان قرار مانده بود و سراى صاحب بن عبّاد تودهء مثل تلّى من ديدم ، منوچهر از طبرك به شهر خراميد و حصار را حصن ساخت و بعد شش ماه كه آنجا نيز بودن تعذّر گرفت بشب بگريخت و بطريق لارجان بطبرستان رسيد ، افراسياب جهان بسيط و عريض چون سوراخ سوزن تنگ كرد بر او ، شعر :
كأنّ بلاد اللّه و هى عريضة * على الخائف المطلوب كفّة حابل
بدنبال او بطبرستان آمد ، منوچهر بحدّ رويان با ديهى افتاد كه مانهير گويند و آنجا غارى عظيمست در روى كوه كه كسى به آخر آن نتواند رسيد ، جملهء خزاين و ذخاير در آنجا نهاد و بعهد الحسن بن يحيى العلوى المعروف بكوچك در اين غار شدند و مالهاى بسيار برداشته و افراسياب ببقعهء كه خسره « 4 » آباد گويند از ديهاى آمل فرود آمد و تا بعهد وشمگير بن زيار پدر قابوس اين ديه را عمارت پيدا بود و بالاى اين ديه درختى بود كه شاتى ماز بن « 5 » گفتند ، خيمهء افراسياب زير آن درخت زده بودند ، دوازده سال آنجا بماند كه منوچهر را به هيچ چيز حاجت نبود كه بولايتى ديگر فرستد و آورد الّا فلفل ، بعوض آن گياهى كه كليج « 6 » گويند ايشان ميخوردند تا رطوبت غالب نشود بر طبايع ، چون افراسياب عاجز شد از يافتن منوچهر مصالحه رفت بر آنكه بر يك پرتاب تير ملك كه منوچهر را مسلّم دارد و بر اين عهد رفت ، آرش از آنجا تير بمرو انداخت ، و در بسيار كتب تازى و پارسى نظما و نثرا ذكر اين تير انداختن نبشتند و
هامش
( 1 ) - ج و نسخ جديدتر اضافه دارند : و لشكر ايران را بشكست ( 2 ) - ساير نسخ : بعراق ( 3 ) - ج و ساير نسخ اضافه دارند : منوچهر ( 4 ) - ج و ساير نسخ : خسرو ( 5 ) - ب : شاتى بن مازى ، ج شائى نارى بن ( 6 ) - كذا در جميع نسخ به غير از الف كه در آن اين كلمه بدون نقطه است .