انظر في اي نصاب تضع ولدك فإنّ العرق دسّاس ، و ديگرى كه : تخيّروا لنطفكم ، پس معلوم شد هم از روى عقل و هم از وجه شرع كه حسب مردم را اثرى عظيم است و چون اندك هنر با آن يار شود اگر فرومايه از قصور عقل و خساست اصل به عكس درونگرد همچنان باشد كه سگى بر كرانهء آب ايستد و عكس ماه در چاه بيند پندارد محلّ و برج او آنست و از جاه كه ماه بر فلك دارد جاهل بود ، و مبادا كه مردم زادهء خردمند ببسياريى كه فرومايه « 1 » يابد عهد و يمين خود در وفا و قناعت بشكند كه نه هركه سگى بيند با قليدههاى « 2 » درست مصرى و جلّهاى اطلس رومى سگ بودن هوس كند ،
الكلب كلب و ان كانت قلادته * صفر الدّنانير او حمر اليواقيت
معروفست كه سامرى گاوى زرّين ساخت هم بواسطهء زرنام گاوى ازو برنخاست ،
انّ الحمار و لو يحوّل فضّة * او صيغ من ذهب لكان حمارا
« 3 » عرق نزّاع مردم زادگان و سلطان قناعت ايشان گردن بگردون فرو نيارد خاصّه بهردونى از آنكه معلومست كه كس را بر آدمى حقّى بيشتر از نفس او را نيست ، چون قضاى او رضاى مملكت بود نزديك تو :
فعيشك في الدّنيا و موتك واحد * و عود خلال من بقائك انفع « 4 »
و انبيا و اوليا و شهدا و حكما براى عزّت و حق گزارى نفس بعضى جانبازى كردند و بعضى عفّت و قناعت گزيدند و پى اصل و حواشى را نديدند و در سايهء صبر و كوى شكيبايى منزل بكرانه گرفتند كه عون صابر « 5 » خداست كه : لا غالب له . و صادق آل رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و رضى عنه ميگويد : ما ارتج امر احجم عنه الرّأى و اعيت فيه الحيلة الّا كان مفتاحه الصّبر ،
من اقتدى بدليل الصّبر آورده * على حياض من الخيرات تحمدها
كلّ الخصال من الآداب نافعة * لكنّها تبع و الصّبر سيّدها
هامش
( 1 ) - ج و ساير نسخ : ببسيارى مصاحبت كه با فرومايه
( 2 ) - در ج و ساير نسخ : با قلادههاى
( 3 تا 5 ) فقط در الف و ب هست و از ساير نسخ افتاده
( 4 ) - رجوع كنيد بمرزبان نامه ص 63 ( چاپ سوم )