تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ طبرستان ( فارسى ) — صفحة قسم دوم 50

مساهمون:

صقسم دوم ٥٠
به دو سپرد و فرمود كه پادشاه مرزبان را به خدمت فرستد و اگر بمراد و رغبت به خدمت نيارد بقهر گسيل كند ، چون بتميشه آمد پيغام اصفهبد پيش حسن پادشاه مرزبان گفت او ساز خويش كرد و روى به خدمت نهاد و ابو طاهر را كه كدخداى بهرام بود گرفته پيش اصفهبد آورد ، پادشاه حسن مرزبان را دلدهى كرد و گفت كه عدل و انصاف كند و بخلاف آنكه بعهد پدران ما بود با رعيّت و زيردستان روند كه ما را با خداى نذرست بعدل فرمودن ، و او را خلعت داد و منشور فرمود برقرار قديم بپادشاه مرزبانى و نان او مسلّم داشت و گسيل كرد و رستم خورشيد و داراى سرسب « 1 » را با خارق نام تركى كه حاجب اصفهبد بود گسيل كرد و فرمود كه بقلعهء كوزا شوند و كوتوال را به زير آورند ، به حكم فرمان آنجا شدند و كوتوال به زير آمده و قلعه بايشان سپرد ، رستم خورشيد را بقلعه بنشاندند و با منصور را با پيش ملك آوردند تا هم در مقارن رودبار آمل قاصدى رسيد كه فرامرز برادرزادهء اصفهبد با عمّ بهرام ساخته است ، چون كار آمل و كجو و رويان راست داشت بپايان قلعهء كيسليان شد و منجنيقها راست فرمود و دو ماه آنجا نشسته بود ، برادر بهرام زينهار خواست و امان طلبيد شير بمكوت « 2 » نام را از ديه سنور هزارگرى « 3 » بكوتوالى بفرستاد و بر اين عهد و قرار از پايان قلعه دور شد ، بعد يك ماه بهرام شير بمكوت را بقلعه فرمود كشت و خبر باصفهبد رسيد دلتنگ شد براى شير بمكوت كه با او در همه سفر بود و سوگند خورد كه بعوض شير بمكوت او را بفرمايم كشت ، و اصفهبد شاه غازى رستم بن على پسرش هنوز كودك بود ، با كالجار بن با جعفر كولايج را باتابكى او پديد كرد كه مردى روزگار يافته و نيكوتدبير و صايب انديشه بود و بر دولت او حقوق نعمت داشت و اصفهبد را بر او اعتماد بود و فرمود تا بپايان قلعهء كيسليان شوند و آنجا باشند تا مستخلص كنند ، با كالجار در خدمت اصفهبد رستم آنجا شد و چنان فروگرفت قلعه را كه هيچ آفريدهء شد و آمد نتوانست كرد و بجايى رسانيد كه كار بر بهرام صعب شد ، خواهرى داشت از مادر و پدر خويش پيش اصفهبد فرستاد تا در پاى اصفهبد افتد و عفو طلبيد ، خواهر بيامد و پيش اصفهبد در روى افتاد
هامش
( 1 ) - كذا در ب ، الف : سرشت ( 2 ) - در الف همه‌جا : شير بكوب ( 3 ) - اين كلمهء دوّم در الف نيست
تاريخ طبرستان ( فارسى ) — صفحة قسم دوم 50 | عباس إقبال آشتياني / اقبال آشتيانى / محمد بن حسن بن اسفنديار كاتب