كه گيسوى مبارك بر دست او نهاد و آب دهن در دهن او كرد . چون بيدار شد تارهء موى گيسوى پيغمبر صلى اللّه عليه و آله در دست او مانده بود و علوم ظاهر و باطن برو كشف شده بود . تمام قرآن وى را حفظ بود و با علما بحث كرد و بر همه فايق آمد و با امام الحرمين صحبت داشته بود و مباحثه كرده .
و از نسل او بسيار فاضلان در دين محمّدى پيدا شدند مثل مولاناى اعظم سعيد غياث الدين على منشى كه از فضلاى عصر بود ، و مولانا شهاب الدين محمّد كه سرآمد زمان خود بودند در انشاء « 1 » و تواريخ و فقيه نيكو ، و مزار مقدّس جدّ بزرگوارش او ساخته .
چهار صفّهء عالى و طنبى بزرگ كه مدفن شيخ الاسلام است و پنجرههاى آهنين بر طريق گشوده ، و نهر آب صواب در ميان مدرسه جارى كرده ، و ساباط رفيع منقّش بر درگاه ساخته و قصيدهء سيّد حسن متكلم بر آن ثبت كرده كه مطلع قصيده اين است :
« سلام كالطاف آل الممجد »
و بر كتابهء درگاه تاريخ نوشته و اين عمارت در سال اربع و ثمانين و سبعمائه تمام شده .
و مولاناى اعظم معين الدين جمال [ 200 ] الاسلام محتسب از فرزندان او بود و شعرى نيكو داشت و پيش سلاطين و اكابر معزز بودى و ظريف و / 169 / نديم و خوشصحبت بودى و امور احتساب يزد سالها تعلق به دو داشت .
و وفات شيخ الاسلام اعظم سعيد در سال ثمانين و اربعمائه بود .
و هنوز آثار كرامات او در ميان خلق مشهور است و هركس كه بر سر تربت او سوگند به دروغ خورد جان نبرد .
و اين ضعيف آنچه معلوم دارد مطربهاى بود كه او را « گل گندم » خواندندى ، بر آن سر زيارت سوگند خورد و همان روز وفات كرد .
و همچنين جوانى بود شرّف عّلاف نام ، همچنين درين مزار سوگند خورد و بعد از دو روز بمرد .
و منارهء پائين مزار مصّلى امير معين الدين اشرف ساخته ، عليهم الرحمة .
هامش
( 1 ) . ف : دانشى و تواريخ .