جلال الدين چقماق بفرمود كه محرابى از سنگ مرمر بتراشيدند و گرد آن كتابه نوشته در قبلهگاه نصب كردند .
و شيخ حاجى خليفه كه خادم بقعه بود چند قطعه زمين احيا كرد و مشجّر و مكروم ساخت و قنات جارى كرد و مزيد موقوفات خانقاه كرد و در رونق خانقاه و نشر نام نيكو جدّى تمام داشت و غنى و فقير همه از او شاكر و راضى بودند .
و در سال [ 198 ] تسع و اربعين و ثمانمائه عمارتى عالى بر در خانقاه بساخت از آجر تراشيده و اساس آن از سنگ و گچ نهاد و درگاه عالى مفتوح كرد و فخر و مدينى نهاده و بر هر طرفى گنبد عالى راست كرد و بر بالاى هريكى غرفههاى نيكو ساخته و دارافزون « 1 » چوبين نهاده .
چون شيخ حاجى مشار اليه در آن سال به جوار حقّ پيوست فرزند ارجمند نيكو خصال او شيخ شرف الدين على به رسم نذر كمر خادمى بر ميان جان بسته و نشر نيكو از پدر گذرانيده و غنى و فقير از سفرهء انعام او بهره يافته .
زنده است كسى كه از تبارش * ماند خلفى به يادگارش
تا چون به چمن رسد تذروى * سروى بيند به جاى سروى
گر سروبن كهن نبيند * در سايهء سرو نو نشيند
ذكر مزار قطب الاولياء جمال الاسلام ابى سعيد محمد بن احمد بن مهريزد از اولاد نوشيروان عادل عليه الرحمة
از كبار مشايخ بود و داخل پيران « 2 » طبقات است و جدّ اعلى او شبى / 168 / حضرت رسالت « 3 » را صلى اللّه عليه و آله در خواب ديد و به دست او به اسلام درآمد و ترك امارت و ايالت بداد و طريق زهد و ورع گرفت و اهل تجريد شد و ملبّس به كسوت فقر شد و خداى تعالى او را [ 199 ] فرزندان صالح داد .
و چون شيخ جمال الاسلام متولّد شد از كوچكى باز اثر ولايت از جبين او پيدا بود و دايم به عبادت مشغول . شبى حضرت رسالت را صلى اللّه عليه و آله و سلم در خواب ديد
هامش
( 1 ) . كذا در هر سه نسخه ، به تعليقات نگاه كنيد .
( 2 ) . ف : بيرون .
( 3 ) . رسالتپناه .