ظاهر گرديد ، بر پشت شيرى سوار شده و مارى تازيانه ساخته ! عزيمت آن دزدان كرد .
دزدان چون آن بديدند منهزم شدند و بگريختند و كاروان به سلامت برفتند . آن خواجه چون به يزد آمد به ديدن سيد رفت . چون به مجلس بنشست خواست كه حكايت كند .
زبانش بسته شد و هيچ نتوانست گفت . چون مردم از پيش سيّد بيرون رفتند زبان خواجه گشاده شد . سيّد فرمود كه اى خواجه تا من زنده باشم اين سخن فاش مكن .
و سيّد على قوام الدين صاحب كشف و كرامات بود .
آل نظام بيشتر در اين مزار مدفوناند .
ذكر مزار شيخ تقى الدين عمر استادان عليه الرحمة
شيخ تقى الدين عمر استادان از اكابر اوليا بود و قطب [ 204 ] زمان خود و معاصر سلطان قطب الدين بود و علم و عمل با همديگر جمع كرده بود .
بيت
هم عمل ، هم علم با هم يار داشت * هم عيان ، هم كشف ، هم اسرار داشت
خود صلوة و صوم بىحدّ داشت او * هيچ سنّت را فرونگذاشت او
و وعظ به غايت خوب فرمودى .
و اهل يزد سه گروه بودند : كراميّه و قدريّه و على العرشيّه .
و شيخ سعيد از روى بحث با اين هر سه درآمد و بر اعتقاد ايشان مشغول شد به دليل و برهان ، و همه را ملزم گردانيد و در جادهء اهل سنت و جماعت آورد . / 173 /
وفات او در سال ست و ستمائه « 1 » بود در اين بقعه كه امروز مدفون است .
و بسيار از بزرگان دين در آن زمين مدفوناند مثل قاضى جلال الدين خيارقى « 2 » كه از علماى عصر بود و سرآمد زمان خود ، و قاضى نظام الدين ابو الخيرى تبريزى ، و مولانا شمس الدين محمّد كرمانى ، و مولاناى اعظم سيد كمال الدين شاه حسين مكرّم ابرقوهى ، و از مشايخ قديم شيخ احمدك و مرحوم شيخ علما . « 3 »
و بسيار شهداء و علماء در اين مزار مدفوناند و اين مزار را عمارات بسيار ساخته
هامش
( 1 ) . ف : سبعمائه .
( 2 ) . ف : خيارتى .
( 3 ) . در « م » از « شيخ احمدك » تا اينجا نيست .