تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ پانصد ساله خوزستان ( فارسى ) — صفحة 50

مساهمون:

ص٥٠
شهر برداشته به جاى خود بازگرداند . « 1 »

سيد سجاد

به نوشته سيد على مرگ بدران در سال 948 بوده پس از وى نوبت حكمرانى به پسرش سيد سجاد رسيد در همان سال آغاز پادشاهى او بود كه چون علاء الدوله رعناشى پسر خليل اللّه نيز گردنكشى آشكار مىساخت شاه طهماسب لشكر بر سر او به دزفول برد . سيد سجاد اين شنيده نزد شاه شتافت و فروتنى و چاكرى آشكار مىساخت . شاه او را نواخته با فرمان والىگرى بازگردانيد . « 2 » با اينحال سجاد دل با شاه طهماسب پاك نداشته و هميشه به كارشكنى مىكوشيد . مؤلف تكملة الاخبار كه همزمان او و طهماسب بوده درباره وى اين عبارت را مىنويسد : « حالا شوشتر و دزفول داخل حوزهء شاهى دين پناهى است . اما هويزه و عربستان و آن نواحى در تصرف اوست اگرچه از مخالفت فرمان همايون هراسان است . اما مردم شوشتر و دزفول را ايمن نمىگذارند اكثر اوقات نهب و غارت مىنمايند » . سيد على نيز مىنويسد « بنى لام كه آنان را آل غزى مىخوانند و
هامش
( 1 ) . كتاب تكملة الاخبار تأليف على بن عبد المومن - ؟ اين كتاب از بهترين كتابهاى تاريخى است ولى تاكنون چاپ نشده . نسخه‌اى از آن در تهران در كتابخانه آقاى حاجى حسين آقا ملك هست . ( 2 ) . عالم‌آرا چاپ تهران صفحه 72 - شگفت است نام اين مرد در كتابها به غلط برده شده . در عالم‌آرا در يك جا به عوض سيد سجاد بن بدران « سيد شجاع الدين » و در يك جا به عوض سيد سجاد « سيد سحار » مىنگارد .