و بنام او سراسر آن نواحى را دورق مىخواندند و فلاحيه گويا ديهى بود . « 1 » شيخ سلمان بر آبادى آن افزوده و آنجا را شهر ساخته و بارويى بر گرد آن كشيد كه از آن هنگام حاكمنشين آن نواحى اين شهر گرديد و بنام آن همه نواحى فلاحيه خوانده شد و در شهر دورق كمكم ويران شده از ميان رفت كه اكنون ويرانههاى آن در چند ميلى فلاحيه پيداست .
بند بستن شيخ سلمان در جلوى كارون
گذشته از همه اينها شيخ سلمان مردى آبادىدوست بوده كه هميشه به سرسبزى زمينها مىكوشيد و آبادىها بنياد مىنهاد . كسانى كه از خوزستان آگاهى دارند مىدانند كه از يكسوى خاك آنجا پربركتترين خاك است و از سوى ديگر بزرگترين رودهاى ايران از آن سرزمين روان مىباشد با اين حال بخشهاى عمده آنجا جز بيابان خشك است و علت اين كار گودى رودهاست كه آب به زمينهاى
هامش
( 1 ) . گويا آغاز آبادى آن بدست شيخ سلمان در سال 1262 بوده زيرا تاريخ آن را به شوخى يا به دشمنى « فى الفلاحيه خنزير سكن » گفتهاند ( بايد فاء فلاحيه را مانند فارسىزبانان يا مانند خود تازيان خوزستان هاء خواند نه تاء و ياء مشدد را دو ياء بشمار آورد . )
در كتابها نوشتهاند كه شيخ سلمان فلاحيه را بنياد نهاده ولى ما آن را درست ندانسته نوشتيم فلاحيه ديهى بوده شيخ سلمان آن شهر را گردانيده دليل اين مطلب همان نام فلاحيه است . زيرا اگر شيخ سلمان آنجا را بنياد مىگذاشت چرا بايستى فلاحيه بنامد و سلمانيه ننامند و آنگاه ما از روى جستجوى و آزمايش مىدانيم تا در جايى ديهى يا دهكدهاى پديد نيامده باشد شهر پديد نمىآيد چنان كه اين موضوع را در جاى ديگرى به شرح نوشتهايم .