برادر او عثمان خود را در بزرگى شريك شيخ طهماز ساختند . سپس در سال 1150 شيخ طهماز كشته گرديده پسر او بندر به جاى او نشست . ولى دو ماه بيشتر نبود كه سلمان او را نيز كشته خود او و برادرش عثمان به استقلال رشته اختيار كعبيان را بدست گرفتند .
در همين زمان بود كه در سال 1156 خواجه خوان سردار « 1 » به فرمان نادر به محاصره بصره شتافت .
شيخ سلمان در اين لشكركشى همراه سپاه ايران بود و دژ كردلان يا قردلان را كه در برابر بصره در اين سوى شط العرب نهاده بنام دولت ايران برگشود .
درآمد كعبيان به دورق ( فلاحيه )
تا سال 1160 كه نادر شاه كشته گرديد كعبيان در خاك قبان بودند ولى گويا از سالها چشم به خاك دورق دوخته و آرزوى دست يافتن بدانجا را داشتهاند و چون از خشم نادر مىترسيدهاند چشم به راه مرگ او نشسته بودهاند و چون در سال 1160 در اين شورشهايى برخاسته بود و در اين ميان خبر كشته شدن نادر پراكنده گرديد كعبيان بيدرنگ به جنبش آمده با همه زنان و فرزندان و چهارپايان و مالهاى خود راه دورق را پيش گرفتند ولى چون كشته شدن نادر را هنوز يقين نكرده و هنوز ترس از او در دل خود داشتند در جايى كه در تاريخ كعب « شاخه الخان » مىنامد فرود آمده نگران نشستند كه خبرهاى ديگر برسد و چون خبرهاى ديگر رسيده داستان كشته شدن نادر به يقين پيوست بار ديگر راه گرفته خود را به دورق رسانيدند و دستههاى
هامش
( 1 ) . در تاريخ كعب سال 1155 مىنويسد .